روانشناسی بالینی برای کارآموزان

روانشناسان به عنوان ارائه دهندگان خدمات بهداشتی

نقش روانشناسان به عنوان مراقب بهداشتی تغییر کرده است. بیشتر از سه دهه گذشته ، ماتارانزو عنوان کرد که چیزی که اکنون روانشناسی بالینی می نامیم به زودی به روانشناسی سلامت تغییر می یابد. روانشناسان بالینی به طور فزاینده ای باید صلاحیت داشته باشند تا در روانشناسی خدمات بهداشتی گسترده تر عمل کنند. هویت اصلی روانشناسان بالینی از تمرکز سنتی بر سلامت روان به نقش حرفه ای حفظ و بازسازی سلامت تبدیل می شود. در دهه دوم هزاره جدید ، سرعت این تغییر بیشتر با برنامه های اصلاحات اصلی مراقبت های بهداشتی در تعدادی از کشورهای توسعه یافته ،مانند استراتژی بدون سلامت بدون بهداشت روانی در انگلستان بکار رفته است، سلامت یکپارچه بهداشت و درمان در زمینه ی مراقبت از بیماران و قانون مراقبت های ایالات متحده و دسترسی بهتر به بهداشت روانی در استرالیا. اصلاحات مداوم در ارائه مراقبت های بهداشتی به شناخت بیشتری مسائل مربوط به سلامت روان در سراسر جهان کمک می کند ، با این حال اکثر افراد برای شرایط خود درمان دریافت نمی کنند و کسانی که مراقبت دریافت می کنند کمتر از یک سومشان مراقبت بهداشتی حرفه ای دریافت می کنند.

از میان ده عامل اصلی بیماری در کشورهای صنعتی، به سبک زندگی سیگار کشیدن، رژیم غذایی نامناسب، فقدان ورزش، سوءمصرف الکل، رفتار جنسی و استفاده از مواد مخدرمی توان اشاره کرد. علاوه بر تهدیدات  بهداشتی مرتبط با این رفتارها ( بیماری های قلبی- عروقی، سرطان، اچ آی وی) سلامت و بیماری به عوامل روانشناختی مانند استرس، وضعیت های هیجانی منفی و مثبت، باورها و سبک های کنارآمدن و ارتباطات اجتماعی نیز مربوط می شود. اکنون معلوم شده است که مداخلات روانشناختی که این عوامل را هدف قرار می دهند ، می تواند به طور قابل ملاحظه ای در پیشگیری و درمان شرایط پزشکی و ارتقاء بهبودی موثر باشد. در سال 2013 سازمان بهداشت جهانی برنامه ی بهداشت روانی را برای همه ی افراد بین خدمات بهداشتی جسمی و روانی ایجاد کرد. اخیرا در برنامه سازمان بهداشت جهانی نقش ضروری سلامت روان برای سلامت همه ی افراد تایید شده است و یک دیدگاه روشنی از تساوی خدمات سلامت جسمی و روانی ایجاد شده است.

یک روانشناس بالینی باید یک محیط سالم ، متمرکز برای بیمار ، پاسخگو و سیستم های مراقبت موثر شامل تاکید بیشتر برای ارتقای  سلامت، پیشگیری اولیه و ثانویه و انگیزه های اقتصادی برای حفظ سلامتی مردم ایجاد کند.

        پارامترهای تحول در ارائه خدامات یکپارچه

سیستمهای  مراقبت های بهداشتی گسترش مدل های مراقبت های یکپارچه است که مراقبت های بهداشتی جامع ، مداوم، هماهنگ، صلاحیت های متداول و متمرکز برمشتری متمرکز است. مراقبت های جامع شامل کارگروهی بین فردی، ارتباط و تصمیم گیری مبتنی بر تیم در تمام جنبه های مراقبت از بیمار است. در چنین محیط مراقبتی، بیماران روانشناسان را به عنوان اعضای تیم متعهد می دانند و مانند جایی که ارائه دهنده مراقبت های جسمی مراقبت های بیمار را  در اختیار بیماران قرار می دهد متخصان رفتاری نیز عمل می کنند.

مراقبت های مبتنی بر شواهد و مسئولیت پذیری در اینجا هستند

مراقبت های بهداشتی پاسخگو برحسب اثربخشی مداخلات برای دستیابی به نتایج مطلوب سلامت و ارزش اقتصادی نسبی مداخلات جایگزین در بستر مدل های رقابت ارائه خدمات بهداشتی ، تامین مالی و بازپرداخت سنجیده می شود. مراقبت های بهداشتی رقابتی مراقبتی است که به طور قابل توجهی نتایج سلامتی با توجه به هزینه هایی که داروها می تواند تحمل کند، بهبود بخشد. آموزش دانشجویان با تاکید بر تمرین علمی، ارزیابی نتیجه و بهبود کیفیت در ارائه خدمات ، دقیقا مشخصاتی است که برای روانشناسان کلینیکی لازم است تا ارزش مراقبت های بهداشتی را در زمینه مراقبت های بین رشته ای افزایش دهند. با این حال ، روانشناسان بالینی به عنوان ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی با متخصصان پزشکی، آنها باید تنظیمات خود را با روشهای روانشناختی خود انجام دهند همکاری میکنند. بنابراین رقابت برای منابع مراقبت های بهداشتی، هزینه کمی ندارد و براساس ارزش افزوده به ارزش یک عملکرد حاصل از نتایج مطلوب درمان در یک زمان محدود و صرفه جویی در منابع بدست می آید. دانشجویان و کارورزان روانشناسی در چنین سیستمی باید با تجربه باشند. بهبودی از طریق هدف های خاص درمان و معیارهای استاندارد عملکرد نرمال در مقایسه با گروه هنجار ارزیابی می شود. مقایسه های هزینه – جبران به ارزش مداخله از طریق ذخیره هزینه ها در جای دیگری از سیستم سلامت روانی نتیجه مداخله است و مستقل از میزان بهبود وضعیت سلامتی است. گر چه تظاهرات هزینه – جبران ارزش خدمات روانشناختی را افزایش می دهد، اما هدف درمان صرفه جویی در مصرف پول نیست بلکه بهبود سلامتی است. روانشناسان بر این باورند در رقابت برای منابع مراقبت های بهداشتی، درمانهای تخصصی و علمی شان برا­ی صرف هزینه ارزش دارد و در سطح اولیه ، دوم و سوم مراقبتهای بهداشتی قرار دارد.

روانشناسان به ارزش مراقبت های یکپارچه اضافه می کنند

به رغم شواهدی که نشان می دهد درمانهای روانشناختی یا درمانهای ترکیبی به نتایج درمانی عالی دست می یابند، تنها در صورتی بکار برده می شوند که از دارو درمانی به تنهایی موثرتر باشند. با اینحال برای اینکه روانشناسان در  تیم مراقبت بهداشت یکپارچه با ارزش باشند باید مداخلات و استراتژیهای مناسب در شرایط تمرین عمومی و بیمارستان بگذرانند.

یکی از راههای اطمینان از اینکه بیماران همه ی مراقبت هایی را که نیاز دارند دریافت می کنند، مدل مراقبت های مرحله ای است. دیویدسون مدل مراقبت مرحله ای را با شروع درمان با کمترین هزینه و حداقل مداخله گری و سپس حرکت به سمت مداخلات گرانتر و درگیرانه تر تا جایی که به هدف درمان دست پیدا کرد. اگر مداخلات با شدت کمتر در بهبودی موثر نبود یا اینکه ارزیابی اولیه یک خطر بزرگ را نشان دادمداخلات مرحل 3 که شامل تکنیک های جراحی و خدمات خاص تر در مراکز درمان چندرشته ای انجام می شود.

روانشناسان نیاز به مهارتهای خاص برای انطباق با مجموعه های مراقبت یکپارچه دارند

  1. روانشناسان باید مداخلات فوری را به سرعت انجام دهند

تمرکز بر مشکل ارائه شده یا سوال از ارجاع. روانشناسان بالینی به طور سنتی برای ارزیابی کامل اطلاعاتی مصاحبه هاو آزمونهای روانسنجی بدست می آورند. یک تا دو دقیقه معرفی، 10- 30 ثانیه ارزیابی مختصر، 10- 15 دقیقه ارزیابی، 1-2 دقیقه مداخله مختصر و 5-10 دقیقه مداخله. پیگیری طولانی مدت و کمک برای تداوم تغییرات در 5 دقیقه انجام می شود و در صورت پیشرفت به مداخله و مشاور­ه نیاز ندارد.

  1. روانشناسان باید بازیکنان خوبی باشند

مراقبت یکپارچه خوب به همکاری خوب بین حرفه ای نیاز دارد. در محیط تیمی ، هر فرد کس باید احساس مسئولیت کند و روانشناسان در تیم مراقبت سلامت روی جنبه های رفتاری و روانی اجتماعی متمرکز هستند. روانشناسان باید بدون تاخیر پاسخگو باشند و  گاهی حرمت جلسه درمان شکسته می شود که روانشناسان کلینیک های سلامت روان به آن عادت دارند.

  1. روانشناسان باید با پزشکی نیز آشنا باشند

روانشناسان باید یک درک اساسی از علائم مرتبط با مشکلات رایج بهداشت عمومی و روشها و داروها داشته باشند. در دنیای پزشکی باید کارهای پزشکی انجام داد. یکی از مولفه های اصلی مهارت بین فردی شناختن و احترام به مهارت های حرفه های دیگر است. به این معنی که روانشناسان باید تواناییهای متمایز داشته باشندو با همکاران پزشک خود انطباق یابند.

  1. روانشناسان باسد نقش ها و خدمات متمایز خود را بیان کنند

اگر چه در دنیای پزشکی ، روانشناسان به فرهنگ خاص مشابه آنها نیاز دارند ، به همان اندازه مهارتهای منحصر به فرد و فعالیت های روانشناسان توسط سایر حرفه ها باید در نظر گرفته شود.

  1. روانشناسان باید پاسخگوی نتایج باشند

روانشناسان با پیشینه ی متخصص- دانشمند به ارتقای کیفیت و کارایی سیستم های مدیریتی کمک می کنند. روانشناسان ماهر باید نتایج را با در نظر گرفتن زمان، ابزار عملی و درمان خوب مستند کنند.

  1. روانشناسان باید به مساعل اخلاقی توجه داشته باشند

شاید مهمترین اصل اخلاقی ارائه خدمات فقط در مرزها­ی صلاحیت فرد باشد. فشار برای انجام مشاوره مکرر و برای تعداد زیادی از بیماران باید به شکل آرام و روشمند باشد تا بنواند یک ارزیابی و مداخله جامع روانشناختی باشد.

تلاش برای یک قدرت مجاز

بیش از دو دهه است که بحث های زیادی در مورد اینکه روانشناسان بالینی حق تجویز دارو داشته باشند انجام شده دسترسی عمومی به به خدمات سلامت روانی می تواند جایگزین موثری برای دارو باشد.

توسط |۱۳۹۸-۷-۲۹ ۱۱:۰۳:۳۷ +۰۰:۰۰مهر ۲۹ام, ۱۳۹۸|مقالات روانشناسی|

دیدگاه خود را بنویسید