بررسی ارتباط دختر و پسر

نظریه رشد روانی-اجتماعی اریکسون یکی از معروف‌ترین نظریه‌های شخصیت در روان‌شناسی است. اریکسون نیز همانند فروید اعتقاد داشت که شخصیت هر فرد، طی مراحلی رشد می‌یابد. نظریه اریکسون برخلاف نظریه مراحل روانی-جنسی فروید، به تشریح تاثیر تجربه اجتماعی در تمام طول عمر می‌پردازد. یکی از عناصر اصلی در نظریه مراحل روانی-اجتماعی اریکسون، رشد هوّیت خود ( ego identity ) است. بررسی ارتباط دختر و پسر از دیدگاه اریکسون و افرادی همچون….. را با کلینیک روانشناسی ندای رحمت دنبال کنید «هویت خود»، حس آگاهانه خود است که ما از طریق تعاملات اجتماعی رشد می‌دهیم. از مهمترین معضلات جامعه بشری اختلالاتی است که در رابطه دختر و پسر رخ میدهد . همراه ما باشید تا کلیه نظرات را در این باره با هم مرور کنیم

1. رابطه دختر و پسر از دیدگاه اریکسون

به گفته اریکسون، «هویت خود» ما با هر تجربه و اطلاعات جدیدی که در تعاملات روزانه خود با دیگران به دست می‌آوریم، دائماً تغییر می‌کند.اریکسون همچنین عقیده داشت که علاوه بر «هویت خود»، یک حس صلاحیت نیز انگیزه رفتار و اعمال ما را تشکیل می‌دهد.

  • هر مرحله در نظریه اریکسون به صلاحیت یافتن و شایسته شدن در یک محدوده از زندگی مربوط است.
  • اگر یک مرحله به خوبی پشت‌سر گذاشته شود، شخص احساس تسلّط خواهد کرد.
  • و اگر یک مرحله به طور ضعیفی مدیریت شود، حس بی‌کفایتی در شخص پدید خواهد آمد.
  • اریکسون عقیده داشت که افراد در هر مرحله، با یک تضاد روبرو می‌شوند که نقطه عطفی در پروسه رشد خواهد بود.
  • به عقیده اریکسون، این تضادها بر به وجود آوردن یک کیفیت روانی یا ناکامی در به وجود آوردن آن کیفیت متمرکزند.
  • در خلال این دوره، هم زمینه برای رشد شخصی بسیار فراهم است و هم از سوی دیگر، برای شکست و ناکامی.

 هویت در برابر گم‌گشتگی (ریشه ارتباط دختر و پسر)

در دوران نوجوانی، کودکان به کشف استقلال خود می‌پردازند و به عبارت دیگر، خود را حس می‌کنند. آن‌هایی که از طریق کاوش‌های شخصی، تشویق و پشتیبانی مناسبی دریافت کنند، این مرحله را با حس استقلال و کنترل و نیز حسی قوی نسبت به خود پشت‌سر می‌گذارند. و کسانی که نسبت به باورها و تمایلات خود نامطمئن بمانند، درباره خود و آینده نیز نامطمئن و گم‌گشته خواهند بود.

  • در این مرحله احساس هویت در مقابل احساس بی هویتی شکل می گیرد.
  • در این مرحله از رشد اگر روش تربیت در مراحل گذشته تا این مرحله درست باشد، فرد از شخصیت خود آگاهی پیدا می کند
  • و یک «من» که وحدت بزرگتری از گذشته دارد در ارتباط با یک گروه، شغل، جنس، فرهنگ و مذهب در نوجوان شکل میگیرد.
  • ایجاد احساس هویت «من» یعنی یکپارچگی در مقابل پراکندگی اجزای آن شکل می گیرد
  • و اگر در دوره های قبل از دبستان، اعتماد و تکیه کردن به خود را آموخته باشد و ابتکار در این امور را به دست آورده باشد، کارایی، همکاری و قدرت همکاریِ جمعی را آموخته باشد، در این مرحله خواهد توانست وحدت روان و هویت خود را شکل دهد.
  • رشد فرهنگی، جسمی، روانی، اجتماعی، جنسی، دینی و هویت مذهبی در این سن شکل می گیرد.

هویت منسجم قبل از رابطه دختر و پسر

نوجوانی که هویت منسجمی را کسب کرده باشد، آگاهانه و آزادانه چشم انداز روشن خود را ترسیم کرده است و در زمینه اشتغال، ازدواج و… برنامه مشخص و روشنی دارد. با کمال تاسف بسیاری از بزرگسالان که حتی بالغ بر ۳۰ سال و یا بیشتر سن دارند به هویت منسجمی دست نیافته‌اند.

بلوغ جسمی، روانی، اجتماعی و مذهبی در این سن باید محقق شود.

بلوغ جسمی و جنسی در زمان خودش و حتی زودتر شکل می گیرد

اما والدین، مربیان تعلیم و تربیت، معلمین و روحانیون و اساتید دانشگاه و رسانه های جمعی به ویژه صدا و سیما، در سایر جنبه های رشد (روانی، اجتماعی و…) غفلت میکنند و این مسئله حداقل ۱۰ سال فاصله بلوغ روانی- اجتماعی را ایجاد کرده است.

تاثیرات هویت منسجم در ظاهر

  • جوان در آستانه ازدواج حتماً باید هویت منسجم و یکپارچهای داشته باشد.
  • پوشیدن لباسهای نامناسب، آرایش غیرمتداول و دائماً در حال تغییر بودن در پسران و دختران و تنوع طلبی‌های آنها، همه و همه ناشی از دست نیافتن به هویت یکپارچه است.
  • دختر و پسر در آستانه ازدواج و والدین آنها، با پرسش از روند تحصیل و برنامه آینده شغلی و زندگی می‌توانند به وضعیت هویت یابی فرد پی‌ببرند
  • در صورتی که پاسخ شفاف و روشنی که ناشی از انتخاب آزادانه و آگاهانه نوجوانان باشد دریافت کنند، شخص به این هویت دست یافته است.

رابطه دختر و پسر از نظر زیگموند فروید

ما قبلاً گفتیم که جنسیت آموخته شده اجتماعی است ، اما ما دقیقاً نگفتیم که دقیقاً این روند چیست. جامعه پذیری از طریق تعامل ما اتفاق می افتد ، اما آنقدرها هم که به نظر می رسد ساده نیست. در زیر پنج نظریه مختلف رشد جنسیت را شرح می دهیم.

  • روانشناسی نظریه روانگردان ریشه در نظریه زیگموند فروید در وین دارد.
  • این نظریه نقش خانواده ، به ویژه مادر را در شکل گیری هویت جنسیتی فرد بسیار مهم می داند.
  • پسران و دختران نسبت به مادرشان هویت خود را شکل می دهند.
  • از آنجا که دختران از نظر بیولوژیکی مانند مادرانشان هستند ، خودشان را با او مرتبط می دانند.
  • از آنجا که پسر از نظر زیست شناختی متفاوت از مادر خود هستند ، بر خلاف مادرشان هویت جنسیتی خود را می سازند.
  • یکی از دانشجویان پسر ما وقتی از او درباره هویت جنسیتی خود پرسیدیم ، توضیح داد: من متوجه شدم که من چیزی را ندیده ام.
  • “این تجربه دانشجویی استفاده از نظریه روانشناسی در درک جنسیت را نشان می دهد

نظریه  تعامل سمبولیک جورج هربرت مید در رابطه دختر و پسر

به طور این نظریه خاص مبتنی بر ارتباطات است. اگرچه به طور خاص برای استفاده در درک جنسیت توسعه نیافته است ، اما کاربرد خاص آن در اینجا است.

  • از آنجا که جنسیت از طریق ارتباطات در زمینه های فرهنگی آموخته می شود ، ارتباط برای تحول چنین پیام هایی بسیار مهم است.
  • وقتی به دختران جوان گفته می شود “مانند یک خانم مستقیم بنشینید” یا به پسران گفته می شود “آقایان درهای را برای دیگران باز کنید” ، دختران و پسران می آموزند که چگونه از طریق کلماتی (سمبل) به آنها گفته می شود که جنسیت داشته باشند (به صورت مردانه و زنانه). دیگران (تعامل)
  • یادگیری اجتماعی. نظریه یادگیری اجتماعی مبتنی بر فاکتورهای انگیزشی بیرونی است که استدلال می کنند
  • اگر کودکان تقویت مثبتی دریافت کنند ، انگیزه لازم برای ادامه یک رفتار خاص را دارند.
  • اگر مجازات یا سایر شاخص های عدم پذیرش دریافت کنند ، انگیزه بیشتری برای متوقف کردن این رفتار دارند.
  • از نظر رشد جنسیتی ، کودکان اگر در این زمینه درگیر نمایش فرهنگهای جنسیتی و مجازات شوند ، تحسین می کنند.
  •   این دو کودک با توجه به رشد جنسیت خود معانی مختلفی را می آموزند.
  • بنابراین ، ممکن است پسران همچنان پرخاشگرانه باشند
  • در حالی که دختران ممکن است آن را از کارنامه خود خارج کنند.

یادگیری شناختی در رابطه دختر و پسر

بر خلاف نظریه یادگیری اجتماعی که مبتنی بر پاداش ها و مجازات های بیرونی است ، تئوری یادگیری شناختی بیان می کند که کودکان جنسیت را در سطح خود پرورش می دهند. این مدل ، که توسط کوهلبرگ تدوین شده ، ادعا می کند که کودکان هویت جنسی خود را در حدود سه سالگی تشخیص می دهند اما تا 5 تا 7 سالگی آن را به نسبت ثابت نمی بینند.

  • این نشانگر هویتی طرحی را در اختیار کودکان قرار می دهد
  • (مجموعه ای از قوانین مشاهده شده یا گفتاری برای اینکه چگونه تعاملات اجتماعی یا فرهنگی باید اتفاق بیفتد.)
  • که در آن می توان بخش اعظمی از رفتارهای خود و دیگران را سازمان داد.
  • بنابراین ، آنها به دنبال مدل های نقش برای تقلید از مردانگی یا زن بودن در هنگام بزرگتر شدن هستند.

تئوری نقطه نظر در رابطه دحتر و پسر

  • نقطه نظر پیشتر در مورد نقش مهم فرهنگ در درک جنسیت نوشتیم.
  • تئوری نقطه نظر ، فرهنگ را در کانون درک رشد جنسیت قرار می دهد.
  • نظریه پردازان مانند کالینز و هاردینگ نشانگرهای هویت مانند نژاد و طبقه را از نظر جنسیت در روند ساخت هویت مهم می دانند.
  • احتمالاً برای شما واضح است این واقعیت است که فرهنگ ما و بسیاری دیگر به صورت سلسله مراتبی سازمان یافته اند.
  • کودکان براساس ارزشها و فرصتهای ارائه شده توسط یک دیدگاه خاص ، شروع به ترسیم هویت و نقش خود در جامعه می کنند.
  • تئوری رابطه دختر و پسر از همان دوران بلوغ تصویرسازی میشود
  • درک جنسیتی برای هر دو طرف به شدت بالا میرود
  • اما در ابتدا برداشت از ظاهر جنسیتی بیشتر از جنبه روانی آن است

رابطه دختر و پسر از دیدگاه دانشگاه گنت ، بلژیک

به تازگی ، تحقیقات در مورد تفاوتهای جنسیتی در پیشرفت عمدتاً بر این موضوع متمرکز بوده است عدم تحمل پسران در مقایسه با دختران. تحقیقات کیفی به ویژه به این نکته اشاره دارد اهمیت فرهنگهای ویژه جنسیتی که نوجوانان تجربه می کنند. هدف از این مقاله است برای ارزیابی کمی ارزش توضیحی فرهنگ دانشگاهی با توجه به جنسیت بیان شده تفاوت در موفقیت. از داده های 3760 دانش آموز سال سوم و چهارم استفاده شده است
بین مدارس عمومی دانش آموزان را برای آموزش عالی آماده می کند و مدارس دارای فنی
و آموزش حرفه ای نشان داده شده است که فرهنگ پسران نسبت به دختران کمتر مطالعه گرا است.
فرهنگ و اینکه این تفاوت را می توان مسئول تفاوت های جنسیتی در پیشرفت دانست ،
حداقل در مدارس عمومی. در مدارس فنی و حرفه ای ، پسران مخالف فرهنگ مطالعه هستند.

تغییر توجه نشان داده است: در حالی که در اواسط دهه 1970 ، کمبود قدرت دختران به عنوان مشکل ساز شناخته می شد ، در دهه 1990 پسرانگی
نقطه کانونی شد .

سؤال آیا این افزایش توجه به این موضوع مربوط است یا خیر ؟

  • بارها نشان داده شده است كه به طور كلی دختران از پسران بهتر عمل می كنند
  • با شروع از این واقعیت ساده ، این مقاله به موضوع ثانویه می پردازد
  • آموزش و پرورش و هدف از پیشرفت و آزمایش کمی از جهت گیری مطالعه
    فرهنگ بزرگسالان دختران و پسران به عنوان توضیحی برای موفقیت متفاوت است

گزارش های دانشگاه گنت ، بلژیک

  • مطالعات مختلف نشان داده است كه پسران هستند
  • نسبت به دختران انگیزه کمتری دارند و نگرش کمتری نسبت به مدرسه دارند
  • به طور کلی ، ثبت شده است که دختران وقت بیشتری را صرف انجام تکالیف ، نمایش می کنند
  • رفتارهای آزاردهنده کمتری را در کلاس با دختران تجربه می کنید و در موارد کمتری بازی می کنید
  • به طور طبیعی ، دختران بیشتر پشتکار می کنند
  • تشویق پسران تمایل بیشتری به رفتارهای پرخطر دارند

موفق و پیروز باشید

کلینیک روانشناسی ندای رحمت

توسط |۱۳۹۸-۹-۱ ۲۱:۲۵:۴۵ +۰۰:۰۰مهر ۲۸ام, ۱۳۹۸|مقالات روانشناسی|

دیدگاه خود را بنویسید