خانواده و تأثیر آن بر تربیت فرزندان

خانواده و تأثیر آن بر تربیت فرزندان

از خانواده و تأثیر آن بر تربیت فرزندان را بیشر بدانید . نخستين و با دوام ترين عاملي است كه در رشد شخصيت كودكان تأثير مي گذارد و افراد خانواده نقش بسيار مؤثري را در آشنا كردن كودكان به زندگي جمعي و فرهنگي جامعه دارند. خانواده يكي از عوامل مؤثر در رفتار فرزندان می باشد. در يك خانواده، روش كار و طرز ارتباط به نحوی است كه محيط را براي تأمين احتياجات اساسی كودكان، چه در زمينه ي جسمي و چه در زمينه ی رواني و يا اجتماعي مساعد مي سازد. عادتي كه كودك در خانه بدست مي آورد گاهی ممكن است صحيح و عقلاني باشد و گاهي مانع رشد طبيعي او گردد. خانواده  بر انديشه و باورهاي کودکان و شيوه ی بر خورد آنها با ديگران تأثير مي گذارد. معمولاً پدر و مادر انتظارات خاصي از فرزندان خود دارند، گاهي اين انتظارات با واقع بيني همراه است و اختلالي در رفتار كودك به وجود نمي آورد و در موارد مختلف به عنوان محرك اساسي، فرزندان را به فعاليت و عمل وا می دارد و گاهي نيز والدين بدون توجه به توانايي های فرزندان خود انتظارات خود را بر آنها تحميل مي كنند.

ساختار خانواده ها :

 طرز برخورد صحيح اعضاي خانواده با يكديگر، همراهي آنها در خانه براي تعيين هدف هاي خانوادگي و تأمين مصالح خانواده از عوامل مؤثر در رشد کودک می باشد. پيروي افراد خانواده از روش عقلاني در كليه شئون خانوادگي، شركت دادن تمام اعضاء در  تصميم گيري ها ، تقسيم كار و مسئوليت ميان اعضاء و دادن فرصت كافي براي اظهار نظر به تمام افراد باعث مي شود اسباب رشد كودك در جنبه هاي مختلف شخصيتي بهتر فراهم گردد. بطور کلی خانواده ها بر اساس نوع ارتباط با یکدیگر با استفاده از ساختارهای متفاوت مثل عاطفي يا رفتاري، تأثيرات مختلفي بر پرورش كودكان و رفتار آنها دارند در این جا به اخ

تصار در مورد ساختار عاطفی و رفتاری خانواده صحبت می شود.

ساختار عاطفی خانواده ها :

1- ساختار آزادمنشانه با استفاده از روش عقلانی در کلیه ی شئون زندگی: در اين ساختار تمام افراد خانواده قابل احترام هستند. اعضاي خانواده صلاحيت اظهار نظر درباره ي مشكلات مربوط به خود را دارند. همه ی افراد خانواده حق دارند در تصميماتي كه درباره ي آنها يا كار مر بوط به آنها گرفته مي شود شركت كنند و در عين حال مسئوليت دارند كه در اخذ تصميم و انجام وظايف خود عاقلانه عمل كنند. روش عقلاني در كليه ي شئون زندگي اين خانواده نفوذ دارد. همكاري، اساس زندگي و فعاليت افراد خانواده را تشكيل مي دهد. بچه هايي كه در اين خانواده پرورش مي يابند به موقع از محبت والدين استفاده مي كنند. شخصيت آنها در خانه مورد احترام است و جاي آنها در گروه خانوادگي مشخص و محفوظ مي باشد .

فرزندان چنين خانوادهايی افراد توانا، موفق و سازگار خواهند شد. معين بودن هدف و نظم و ترتيب امور خانوادگي، راه و رسم زندگی را روشن مي سازد. بچه ها مي فهمند چرا بايد از انجام كاري خودداري كنند يا در مواقع معين وظايف خاصي را با والدين در ميان گذارده و ديدگاه هاي خود را بيان كرده و مهارت هاي خويش را ظاهر سازند. انجام اينگونه امور امنيت خاطر آنها را فراهم ساخته و رشد آنها را در زمينه ها ي گوناگون ممكن مي سازد.

2- ساختار بي قيد و بند و بی کنترلی : در اين نوع ساختار هيچ يك از اعضاي اين خانواده در كار ديگري دخالت ندارند.           خواسته ها حاكم بر اعمال افراد است و هر فردي مطابق دلخواه خود عمل مي كند. زندگي اعضاي اين خانواده با هرج و مرج و بي نظمي همراه است. آثار تزلزل در اين خانواده در رفتار كودكان نيز مشاهده مي شود. افراد در اين خانواده افرادی بي بند و بار، بي هدف، سهل انگار، خودخواه و بي هدف هستند، افكار، ميزان حاكم بر اعمال و رفتار آنها نيست. احساس مسئوليت                      نمي كنند و قادر به زندگي اجتماعي نيستند. نمي توانند با ديگران به سر برند و اغلب با شكست رو به رو مي شوند و همین خصوصيات در رفتار بچه هايي كه در اينگونه خانواده ها پرورش يافته اند نیز مشاهده مي گردد.

3- ساختار ديكتاتوري و مستبدانه : در اين ساختار يك نفر حاكم بر اعمال و رفتار ديگران است. فقط او تصميم مي گيرد، هدف تعيين مي كند و راه نشان مي دهد. او وظيفه ي افراد را مشخص مي سازد و امور زندگي را  ترتيب مي دهد. همه بايد مطابق ميل او رفتار كنند. او فقط حق اظهار نظر دارد و دستور او بدون چون و چرا بايد از طرف ديگران اجرا شود. برنامه ی كار افراد را معين مي كند و در هر كاري كه ديگران انجام مي دهند دخالت مي نمايد و ديگران بايد نظر او را بدون در نظر گرفتن مصالح قبول كنند. در اين خانواده، شخصيت و خواسته ها و نياز كودكان به هيچ وجه مورد توجه نيست و نيازهاي بنيادي بچه تأمين نمي شود. از محبت خبري نيست. بچه در اين خانواده احساس امنيت نمي كند و وضع او هميشه متزلزل است. اين گونه بچه ها در ظاهر حالت تسليم، آرامش، سازگاري و اطاعت از خود نشان مي دهند، اما در واقع دچار هيجان و اضطراب هستند. اين بچه ها اغلب در مقابل ديگران حالت دشمني به خود مي گيرند. به بچه های همسن يا كوچك تر از خود آزار مي رسانند. از بسر بردن با ديگران ناتوانند. در زمينه ی عاطفي و اجتماعي رشد كافي ندارند و در كارهاي گروهي نمي توانند شركت كنند. اغلب از ارائه ي رفتار مناسب وا مي مانند. از قبول مسئوليت خودداري مي كنند، در مراحل مختلف زندگي از ضعف و  بي لیاقتی رنج برده و غالباً در كار و تحصيل نيز موفق نمي شوند.

4- ساختار تركيبي : در اين ساختار، خانواده ها گاهي از یک الگو و  گاهي از الگوی دیگر با ساختار دیگری استفاده مي کنند.  بچه هاي بي اراده ، ترسو و متزلزل در بر خوردهاي اجتماعي حاصل پرورش در اينگونه خانواده ها می باشند. غالباً اين گونه بچه ها سعي در جبران سرخوردگي هاي خود خواهند داشت و در راه تأمين كمبودهاي شخصيتي و آزادي سلب شده به صورت سرگشته اي، هدف هاي اساسي زندگي خود را بي اهميت تلقي كرده و گاهي آنها را كنار مي گذارند.

ساختار رفتاري خانواده ها :

1- كنترل زياد، محبت كم : برخي از والدين عقيده دارند كه سخت گيري نسبت به فرزندان بهترين شيوه ی تربيتي و ضامن موفقيت آنها در آينده است. در اين راستا، برخي از والدين سخت گيري را از اندازه مي گذرانند. آنها فراموش مي كنند كه هر كودكي به طور طبيعي تمايل به آزادي و استقلال عمل دارد. سخت گيري بيش از حد، روح آزادي را در كودك از بين مي برد. در اين  خانواده ها فرزندان اعتماد به نفس خود را از دست مي دهند و در تصميم گيري هاي مهم در زندگي ناموفق خواهند بود، زيرا هميشه اين والدين هستند كه تصميمات لازم را براي آنها گرفته اند.

2- كنترل كم، محبت زياد  : در اين ساختار رفتاری، والدين عشق و محبت بيش از اندازه بدون اعمال كنترل هاي لازم را ابراز  مي دارند. برخي از والدين در مقابل اشتباهات فرزندشان رفتارهاي ناسازگار و ناهمخوان نشان مي دهند. يك كودك در يك موقعيت براي كاري كه كرده است توبيخ مي شود و در موقعيت ديگر انجام همان كار يا ناديده انگاشته مي شود يا حتي مورد تشويق قرار مي گيرد، اين كار كودك را گيج مي كند. برخي از والدين حتي در شرايطي كه كودك بايد تنبيه گردد از اين كار سر باز مي زنند و يا با او مخالفت نمي كنند. روش صحيح و متعادل، پذيرش فرزند و محبت به او و در عين حال تنبيه او به خاطر برخي كارهاست. اين رفتار، به كودك اين حس را القاء مي كند كه والدين دوستش دارند اما برخي رفتارها و اعمال او را تأیید نمي كنند. در این ساختار كودك احتمالاً لوس بار مي آيد و الگو هاي رفتاري ضد اجتماعي و مجرمانه از خود نشان مي دهد.

3- كنترل كم، محبت كم : كودك نمي تواند در خلاء عاطفي رشد يابد. اگر والدين هيچ گونه عشق و محبتي نشان ندهند زندگي براي كودك بي ارزش و بي ثمر مي شود. هنگامي كه والدين رفتار فرزند را به روش صحيح كنترل كنند او درك مي كند كه كنترل كردن براي يك زندگي اجتماعي آرام كاملاً ضرورت دارد. به همين ترتيب فرزندان نياز به محبت دارند. هنگامي كه فرزند احساس خطر مي كند آغوش مادر به او اطمينان و آرامش مي بخشد. همچنان كه كودك بزرگ تر مي شود كلمات اطمينان بخش مادر جاي آغوش او را مي گيرد. نيازي به ذكر اين نكته نيست كه بيان عشق و محبت ضرورت قطعي براي رشد سالم فرزند دارد و در غياب آن شخصيت كودك دچار اختلال خواهد شد. كودكاني كه دچار فقر محروميت هيجاني و عاطفي باشند نمي توانند در آینده شريك خوبي در زندگي زناشويي خود باشند، زيرا پيوند موفق بين زندگي دو فرد از طريق عشق بر قرار مي گردد. بنابراين هيجانات بايد به شيوه ي قابل قبولي تنظيم و كنترل گردند. كنترل والدين، راهنمايي لازم را براي بيان احساسات و هيجانات در اختيار فرزندان قرار مي دهد. همچنين احساسات در چهار چوب آن بروز داده مي شوند. فرزند پروري بدون كنترل و محبت مطلوب نيست.

4- كنترل كافي، محبت كافي : از آنچه تاكنون گفته شده كاملاً روشن است كه بهترين ساختار رفتاری و شيوه ی فرزند پروري آن است كه همراه با كنترل مناسب و محبت كافي باشد. والدين بايد بين كودك به عنوان يك انسان از يك سو و رفتارهاي كودكانه ی او از سوي ديگر تفاوت قائل شوند. والدين با سبك تربيتي فوق اين فرق را بين كودك و اعمالش قائل مي شوند. آنها كودك را به خاطر رفتارهاي پسنديده اش تشويق و به خاطر اعمال ناپسندش تنبيه مي كنند.

نقش های متعدد خانواده در ایجاد احساس امنیت

1-احساس امنیت از این كه كودك عضو یك گروه ثابت و پایدار است و نیاز به احترام و حمایت دارد.
2-وجود افرادی در خانه كه كودك می تواند در ارضای نیازهای فیزیكی یا روانی خود به آن ها متكی باشد.
3-وجود افرادی كه می توانند برای حل مسائل و مشكلات كودك به منظور سازگاری در زندگی، وی را كمك كنند.
4-تشویق كودك در كسب موفقیت های تحصیلی و زندگی اجتماعی و…

ویژگی های خانواده سالم یا رشد دهنده

1-نقش پدر و مادر در خانواده مدیریت و رهبری است و نه تحکم و فرمانروایی.
2 -رفتار والدین با آن چه به فرزندان خود می گویند مطابقت كامل دارد و در این راه از خود صداقت بسیار نشان می دهند.
3-والدین می دانند كه تغییر و تحول از ویژگی های زندگی است، بنابراین می پذیرند كه فرزندان آنان به سرعت مراحل مختلف رشد را طی می كنند و هیچ گاه نباید سر راه رشد و تغییر فرزندان خود قرار گیرند.
4-والدین فرزندان خود را به شیوه ی صحیح برای رویارویی با مشكلات مهیا می كنند و در حین رشد به آن ها چگونگی حل مشكلات، خلاقیت و نوآوری آموزش داده می شود.

خلاصه:

خانواده به عنوان نخستین نهاد اجتماعی نقش پایدارتر و تعیین كننده تری در شكل گیری رفتار و افكار و شخصیت فرزندان ایفاء می كند. خانواده اولین و قدیمی ترین محلی است كه كودك در آن با دیگران ارتباط برقرار می كند و مسئولیت انتقال ارزش های اخلاقی، مذهبی و اجتماعی راخانواده به عهده دارد.یک خانواده از نظر ساختاری می تواندآزادمنشانه ،بی قید و بند ،دیکتاتور یا ترکیبی باشد. در از نظر عاطفی خانواده به صورت کنترل زیادمحبت کم،کنترل کم محبت زیاد ،کنترل کم محبت کم تقسیم بندی می شود.

نحوه و ساختار تعامل كودك با دیگران و محیط اجتماعی در دوران بعدی تحت تأثیر رفتاری است كه از محیط خانواده گرفته است. روش هایی كه والدین در برخورد با فرزندان خود اعمال می كنند در شكل گیری شخصیت و رشد كودك و ویژگی های رفتاری و اخلاقی او تاثیر فراوان و گاه همیشگی دارد. بنابراین خانواده یكی از ساختارهای قدرتمند مراقبت و تربیت افراد در دوران طفولیت و كودكی است و آشنا كردن فرزندان با معیارهای اجتماعی و اخلاقی، آنان را برای ورود به اجتماع و زندگی جمعی مهیا می سازد. در صورت شكل گیری اعتماد در كودك، جهان برای او محل امنی خواهد بود كه بدون واهمه قادر به اكتشاف و بررسی آن می شود و اطرافیانش را افراد دوست داشتنی و قابل اطمینان می بیند، خانواده نیز محلی می شود كه در بحران ها و دشواری ها می تواند به آن پناه بیاورد.

سلامت روان و نوجوانان و جوانان

مقدمه:

دوران نوجواني و جوانی يکي از حساس ترين دوره هاي زندگي انسان است . مشکلات اين دوره ، به اشكال مختلف ازجمله به صورت مسائل عاطفي ، اجتماعي ، اخلاقي و گاه آمیخته اي از آنها تجلي مي كند . انباشته شدن این مشکلات ، خطري است که نوجوانان را تهديد مي کند و اگر به موقع به آنها توجه نشود ، ممکن است به بسياري از انحرافات فردي ، اجتماعي و حتي بزهکاري سوق داده شوند. با توجه به اينکه نوجوان ، بيش از ساير گروه هاي سني ، در معرض آسيب هاي اجتماعي قرار دارد ، بايد او را در حد مورد نياز با اين گونه آسيب ها آشنا ساخت . احتمال ابتلا به اعتياد ، ارتکاب انواع بزهکاري از قبيل سرقت ، قاچاق ، حتي قتل و دوري یا فرار از مراکز تربيتي از قبيل خانه يا مدرسه ، مواردي از آسيب هايي هستند که همه ساله از ميان نوجوانان ، قربانيان خود را انتخاب مي کنند . بنابراين لازم است که نوجوان با اين خطرات و آسيب هايي که او را تهديد مي کند ، آشنا گردد. با توجه به اين واقعيت كه نوجوانان و جوانان، پدران و مادران فردا هستند پرداختن به مسائل بهداشتي‌شان (به خصوص بهداشت روان آنان) نه فقط براي خود آنها بلكه براي خانواده‌ها، جامعه و نسل آينده سودمند است.

آشنایی با ویژگی های عاطفی و نیازهای روانی نوجوانان،می تواندوالدین را در تامین سلامت روان نوجوانان خود کمک کند که در این جا به اختصار در مورد این نیازها صحبت می شود.

ویژگی های عاطفی: لازم است نوجوان ، با برخي از تحولات عاطفي و احساسي در دوره ی نوجواني آشنا شود. اين آشنايي،  او را براي مواجه شدن با تغييرات اين دوره آماده خواهد کرد و به او کمک مي کند تا خود را بي اختيار ، به دست هيجانات عاطفي دوره ی نوجواني نسپارد. از طرفی والدین هم باید به تفاوت های فردی فرزندان توجه کنند. با شناخت شخصیت نوجوان و شناخت ویژگی های عاطفی دوره ی نوجوانی، برخی از رفتارهای ناخوشایند آنان غیر طبیعی انگاشته نمی شود تا موجب بروز عکس العمل در والدین گردد و به تیرگی روابط با نوجوان بینجامد. برخی از ویژگی ها شامل: عدم تعادل و        بی ثباتی عاطفی(عدم کنترل خشم، زودرنجی و…)، مورد توجه همسالان واقع شدن( کسب تأیید همسالان، افزایش دوستان همجنس و…)، عدم تحمل در مقابل انتقاد و سرزنش( اختلاف نظر با والدین, عدم ارتباط صمیمانه با والدین و…)، ظاهر شدن احساسات فداکارانه( احساسات مبارزه طلبانه با ظالم، دفاع از مظلوم و ستمدیده و…)، مهم جلوه دادن خود در برابر دیگران، یأس و ناامیدی سریع در برابر ناکامی ها، توجه به وضع ظاهر و لباس و آرایش، داشتن حالت رویایی و عاشق پیشگی، نگرانی و پریشان خاطری از آینده و…

نیازهای روانی:هر انسانی دارای نیازهای روانی می باشد این نیازها شامل  نیاز به مهربانی و محبت، نیاز به امنیت و آسایش خاطر، نیاز به احساس تعلق داشتن و مورد قبول گروه همسالان قرار گرفتن، نیاز به مقبولیت و احترام، نیاز به استقلال، نیاز به تشخیص و قدردانی، نیاز به مذهب و فلسفه ی حیات، نیاز به داشتن هدفی مشخص در زندگی، نیاز به احساس هویت و شناخت خود درصورتی که این نیازها تامین  نشوند احتمال وقوع آسيب هاي اجتماعي در نوجوان بیشتر می شود.

عوامل تأثیر گذار بر سلامت روانی: مدرسه، اجتماع، رسانه های گروهی، همسالان جزء عواملی هستند که می توانند بر سلامت روان نوجوانان تاثیر گذارباشند. نوجوان در این محدوده سنی بیشتر ازهر زمان دیگری تحت تاثیر دوستان هم سن خود قرار می گیرند.و به خاطر اهمیت این موضوع لازم است والدین  شناخت  کافی از دوستان فرزند خود داشته باشند.

نوجوانان در برابر محیط واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند این واکنش ها می توانند به صورت سازگارانه و ناسازگارانه باشند:

1)واکنش های ناسازگارانه: نوجوان بر عکس کودک، نه تنها نمی خواهد با محیط سازگار شود بلکه می خواهد محیط را با خود سازگار کند که معمولاً با مقاومت بزرگسالان و بروز واکنش های ناسازگارانه همراه خواهد بود. برخی از این واکنش ها عبارتند از: اضطراب شدید، کشمکش های روانی، در پسران دیر به خانه آمدن، در دختران تمایل به آرایش سر و صورت، حالت عصیانی و سرکشی به شکل مخالفت با والدین( با طرز تفکر، سلیقه، ذوق، اعمال طرز لباس پوشیدن، طرز زندگی کردن بزرگسالان و…)، فرار از خانه در مراحل شدیدتر اختلافات ( بدلیل مخالفت با اقتدار و گاهی استبداد خانواده، فشار و رفتار غیر عادلانه ی خانواده و…)

2)واکنش های سازگارانه: نوجوانان و جوانان بیشتر از سایر اقشار سنی از این واکنش ها استفاده می کنند. این واکنش ها عادی هستند و همه به درجاتی از آن استفاده می کنند، مگر این که در استفاده از آن افراط گردد. مهمترین این واکنش ها عبارتند از: انکار( رد مشکل و یا عوامل ایجاد فشار، عدم پذیرش حقیقت، میل به اجتناب از حقیقت)، خیالبافی( به تصویر کشیدن آینده ی خویش هر چند گزاف در ذهن)، جبران(بیان انگیزه و خواسته به صورتی دیگر و تا حدودی با همان مقصود به منظور کاستن احساس حقارت در خود)، همانند سازی( همانند سازی با برخی افراد به منظور بالا بردن شخصیت و اعتبار خود)، برون فکنی( انتقال نقایص و اشتباهات و یا  نسبت دادن امیال ناصواب خود به دیگران)، دلیل تراشی( بیان دلیل مردم پسندانه برای عمل یا فکری که از نظر اجتماعی و یا خود شخص ناپسند است)، تصعید یا والایش(وقف زندگی خود برای اعمال اجتماع پسندانه)، جابجایی ( تخلیه و انتقال عواطف خود نسبت به شخص یا موضوع معین  به فرد یا موضوع یا پدیده ی دیگری)

توصیه هایی به والدین و بزرگسالان: در برخی موارد پدران و مادران در این دوره، با برخوردهای غلط و ایجاد      محدودیت های نادرست و سخت گیری های بی مورد، رشد، تکامل، شخصیت و آینده ی نوجوانان را ناآگاهانه در مسیر منفی و بحرانی هدایت می کنند، در حالی که برخورد منطقی و مناسب و آرام با جوانان، باعث می شود این دوره ی طوفانی و بسیار حساس، به آرامی و با تنش های کم تر طی شود، در نتیجه از انحراف جوانان به سوی اعمال ناشایست، اعتیاد و بزهکاری های ناخواسته پیشگیری گردد.

برخی از رفتارهایی که برای برخورد با واکنش های سازگارانه و ناسازگارانه نوجوان توصیه شده اند در ذیل فهرست شده اند:

P آموزش گرفتن والدین در زمینه ی مهارت های کامل زندگی و فرزندپروری و استفاده از آن در زندگی و در طول ارتباط با فرزند و راهنمایی گرفتن از مشاوران در صورت لزوم

  Pبرقراری ارتباط مؤثر، صمیمانه، صحیح و سالم همراه با احترام

 Pبه یاد آوردن احساسات، هیجانات و افکار دوران نوجوانی خود جهت شناختن و درک بهتر نوجوانان و جوانان

 P گوش دادن با حوصله به افکار و نظرات آنان

P کمک، راهنمایی و آموزش به آنان جهت درک علت درستی یا نادرستی مسائل

P تحقیر نکردن و دادن فرصت جهت رفع نواقص در صورت ارتکاب به اشتباه

 P در میان گذاشتن نصایح و تذکرات با اعتدال و منطق و در خلوت با آنان

P عمل کردن خود والدین  به آنچه برای فرزندان به زبان می آورد

P آشنا کردن فرزندان با مذاکره ی اصولی از طریق تشکیل جلسات مختلف با حضور همه ی اعضای خانواده در مورد مسائل مختلف

P تشویق و علاقه مند کردن فرزندان به آموزش و یادگیری در مدرسه و پیگیری روند پیشرفت آنان و استفاده از راهنمایی مربیان جهت رفع معایب

P انتظار از فرزند در حد توان و ظرفیت او

P تشویق و علاقه مند کردن فرزندان به شناخت جهان اطراف، شخصیت های علمی، فرهنگی، هنری، مذهبی و مکان های تاریخی

P صحبت با فرزند در زمینه مسائل اخلاقی و برخی مسائل شرعی و خصوصی قبل از دسترسی او به منابع و اطلاعات نادرست با کمک والدین، مربیان و اساتید مربوطه

P آموزش ارزش ها، اصول اجتماعی ، آداب صحیح معاشرت و معیارها و روش های صحیح انتخاب دوست

 P توضیح نتایج اعمال خوب و بد و عواقب مخرب برخی رفتارهای پرخطر

P تشویق به اطاعت و بکارگیری اوامر و دستورات الهی در زندگی

P همگام شدن با مسائل، مشکلات، نگرانی ها و علائق امروزجوانان و نوجوانان با کنار گذاشتن برخی افکار و اندیشه های کلیشه ای توسط والدین

Pبدست آوردن اطلاعات روز در مورد آسیب های اجتماعی و آشنایی با راهکارهای جدید مقابله با آن

P استفاده از روش های صحیح و منطقی و کمک به او جهت ریشه یابی رفتارهای نادرست فرزندان

 P تشویق رفتارهای درست مثل بخشش، محبت، همکاری، شناخت، تفاهم و همدردی در فرزندان

P سیراب کردن از محبت جهت جلوگیری از روی آوردن فرزندان به بیگانه ها و افراد فاسد

P آموزش راه های حل مشکلات به دنبال صبر و بردباری

 P عدم استفاده از تنبیه بدنی و استفاده از سبک های دیگر تربیتی به روش صحیح

P ارتباط مستمر با فرزندان پرانرژی، کنجکاو، حساس و تأثیرپذیر

خلاصه: نوجوانی و جوانی دوره ی بسیار حساسی است که در آن بیشتر از هر دوره ی دیگر، دست خوش هجوم احساسات و عواطف گوناگون می شوند. جوان تازه بالغ به دلیل رشد فیزیکی، ذهنی و روانی، اجتماعی و هورمونی و… تحت تأثیر شدید احساس ها و عواطف بحرانی خویش، بسیار حساس و زودرنج می شود.  در این دوره، فرزندان دوست دارند بیشتر وقت خود را با دوستان و در محیط بیرون از منزل بگذرانند و در فعالیت های گروهی شرکت کنند. در برخی موارد پدران و مادران در این دوره، با برخوردهای غلط و ایجاد محدودیت های نادرست و سخت گیری های بی مورد، رشد، تکامل، شخصیت و آینده ی نوجوانان را ناآگاهانه در مسیر منفی و بحرانی هدایت می کنند، در حالی که برخورد منطقی و مناسب و آرام با جوانان، باعث می شود این دوره ی طوفانی و بسیار حساس، به آرامی و با تنش های کم تر طی شود، در نتیجه از انحراف جوانان به سوی اعمال ناشایست، اعتیاد و بزهکاری های ناخواسته پیشگیری گردد. نوجوان، عاشق استقلال و رهائی است. نوجوانان گاهي براي رهايي از رنج و ناراحتي،  فقر و گرفتاری و يا نجات از سرزنش هاي مداوم ، فرار از خانه را بر مي گزينند. مناقشات و بحث و دعوای آشکار والدین به این فضا لطمه می زند و  بهانه ی گریز نوجوان از خانواده را فراهم می آورد. گاهي فرار آنها به خاطر احساس بي پناهي و عدم امنيت است. خانه باید محلی آرام، امن و مستحکم برای اعضای خانواده به ویژه نوجوان باشد. نوجوان به عنوان عضوی از اعضای خانواده به شمار می آید . در صورت سلامت روح و جسمش ، خانواده نیز در آرامش بسر  می برد ، ولي اگر نوجوان در ورطه ی فساد و بزهكاري گرفتار شود ، خواه ناخواه خانواده هم آسیب مي بيند . همانطور که حفظ سلامت اعضای بدن برای هر انسانی ضروری است ، هدایت و ارشاد نوجوان نیز برای پدر و مادر امری اجتناب ناپذیر است. پدران و مادران باید بدانند که هیجان عاطفی و احساسی پرتلاطم و پرتنش نوجوانان، طبیعی و اقتضای سن شان بوده و تحت تأثیر   نیاز های طبیعی و اصیل روانی و جسمانی قرار دارد . بنابراین باید آگاهی های خود را بالا برند، ویژگی های نوجوانان را بشناسند و با برخوردهای مناسب و آرام و منطقی به جوانان کمک کنند تا این دوره را سپری سازند و از کشیده شدن جوانان به سوی رفتارهای پرخطر و ناهنجاری های بیشتر پیشگیری گردد. مادران و پدرانی که قادر به درک منطقی و درست فرزندان خود هستند، با دانستن علت حساسیت ها، زودرنجی ها و تغییراتی که در جوانان بروز می کند، می توانند کنش ها و     واکنش های آنان را پذیرفته و با آنان کنار آیند. در حالی که سوء تفاهم ها، بدفهمی ها و کج فهمی ها، اثرهای بسیار منفی و خانه براندازی به دنبال دارند. به عبارت دیگر، بسیاری از اختلاف ها و درگیری های بین فرزندان و پدر و مادر، ناشی از سوء تفاهم ها می باشد. به این علت است که فرزندان محبت پدر و مادر را مزاحمت و  ارشاد و راهنمایی آنان را دخالت و مراقبت آنان  را فشار تلقی می کنند.

مهارت های اساسی در تربیت فرزندان

مقدمه :

خانواده نقش اساسی در حفظ سلامت روانی ، اجتماعی و جسمانی کودکان ووالدین دارد . خانواده اولین و مهمترین بافت اجتماعی را برای رشد انسان فراهم می سازد. در جریان رشد طبیعی هر کودک یک سری تغییرات شناختی ، عاطفی و اجتماعی اتفاق می افتد . همه ی کودکان در جریان سازگاری با این تغییرات دچار مشکلاتی می شوند و استرس و تعارضاتی که به دنبال آن می آید می تواند به مشکلات رفتاری ، عاطفی و یادگیری در آنها بیانجامد . تربیت سازنده ی فرزندان شامل مهارت هایی برای مراقبت ، حمایت، دوست داشتن، راهنمائی و ارشاد کودکان می باشد .

برای تربیت کودکان لازم است والدین از روش های تربیتی صحیح اطلاع داشته باشند به همین منظور به برخی از روش های تربیتی اشاره می شود منظور از شیوه های فرزند پروری:

1) روش هایی است که والدین برای تربیت فرزندان خود بکار می گیرند.

2) نگرش هایی است که والدین نسبت به فرزندان خود دارند .

3) معیارها و قوانینی است که والدین برای فرزندان خویش وضع می کنند .

شیوه های صحیح فرزند پروری می تواند نقش اساسی در سلامت روانی خانواده داشته باشد. به کار گرفتن فنون فرزند پروری می تواند رفتارهای ناپسند کودکان را کاهش دهد، اعتماد به نفس آنها را افزایش دهد و در نهایت باعث بوجود آمدن یک خانواده ی سالم گردد .

مهارتهای اساسی درتربیت:

بسیاری از والدین توجه کمی به آنچه که در خانه اتفاق می افتد دارند و به همین دلیل ممکن است مشکلات را بیشتر و مهم تر و بالعکس کمتر و کم اهمیت تر از آنچه که هست ارزیابی کنند . برای مثال، کودکان گاهی نق می زنند، بویژه در زمان خستگی ، بیماری و یا تغییرات محیطی و اگر والدین خودشان خسته و ناراحت باشند ممکن است این مشکل را خیلی بزرگ جلوه دهند و گاهی بالعکس والدین به کودکی که مرتباً با همسالانش دعوا می کند والدین بی توجهی کرده و آن را طبیعی می دانند و هیچ اقدامی نمی کنند .

اولین گام برای تغییر یک رفتار نامطلوب و یا ایجاد یک رفتار مطلوب، ثبت رفتار (ثبت دفعات تکرار آن رفتار در روز ، مکان بروز آن رفتار ، رویدادهای پیش از بروز رفتار و نحوه ی عملکرد شما در پاسخ به بروز رفتار و…) می باشد .

ثبت رفتار به این دلایل کمک کننده است :

الف) به شما فرصت می دهد بررسی کنید آیا آنچه در باره ی رفتار کودک خود فکر می کنید واقعاً درست است .

ب) به شما کمک می کند واکنش های خود را نسبت به رفتار کودک خود ارزیابی کنید .

ج) به شما اجازه می دهد که ارزیابی کنید آیا رفتار کودک تغییر می کند .

د) به شما می گوید چه زمانی به هدف خود رسیده اید .

چگونه می شود رابطه بهتری با فرزندان خود داشته باشید ؟

*اوقات خوبی را با فرزندانتان بگذرانید :

مریم : مامان ببین چه نقاشی قشنگی کشیده ام!

مامان : خوب که چی! نمی بینی دارم تلویزیون تماشا می کنم!

معمولاً والدین زمان بسیار کمی را با فرزندشان می گذرانند و بیشتر مواقعی که به ظاهر با بچه ها هستند اغلب به فعالیت دیگری مشغول می باشند. بهتر است در طول روز و به طور مکرر زمان هایی را با کودک تان بگذرانید. زمان های کوتاه (1 تا 10 دقیقه ) مفیدتر است.

زمان مناسب وقتی ایجاد می شود که او برای گفتن چیزی ، پرسیدن سؤالی و یا شرکت دادن شما در فعالیتش به نزدتان می آید. وقتی این اتفاق افتاد و شما مشغول کار مهمی نیستید کار خود را متوقف کنید و در دسترس او باشید . اگر در آن زمان مشغول هستید سعی کنید به محض این که توانستید زمانی را برای او اختصاص دهید .

*با کودک تان صحبت کنید :

در مورد چیزهایی که فرزند شما به آن علاقه دارد صحبت کنید . نظرات و اطلاعات خود را با فرزند خود در میان بگذارید و به او نشان دهید که به آنچه او می گوید علاقه مند هستید.

*احساسات خود را به کودک تان نشان بدهید :

روش دیگر که نشان می دهد شما علاقه مند هستید و به او توجه می کنید این است که احساسات خود را به صورت عملی نشان دهید مثلاً

فرزندانتان را بغل کنید ، لمس کنید ، در آغوش بگیرید ، ببوسید ، ماساژ دهید، قلقلک بدهید و… این کارها به کودکان کمک می کند که از مورد توجه بودن و مورد محبت واقع شدن احساس آرامش کنند و رابطه ی عاطفی آنها محکم تر شود .

*اگر مایلید فرزند شما رفتار مطلوبی انجام دهد مهارت های تشویق کردن را بیاموزید :

  • رفتار مطلوبی را که می خواهید کودک تان انجام دهد دقیقاً مشخص کنید. برای مثال “داشتن نظم “برای کودک مبهم است. به جای آن می توانید از کودک خود بخواهید مثلاً اسباب بازی ها را در محل خود قرار دهد.
  • در هر نوبت یک رفتار را انتخاب کنید و وقتی فرزند شما آن رفتار را به صورت خودکار انجام می دهد روی رفتار دیگری تمرکز کنید.
  • از روش های گوناگون تشویق کردن استفاده کنید. تشویق های شما می تواند کلامی باشد برای مثال : آفرین دخترم! من واقعاً از  این که بعد از تمام شدن بازی اسباب بازی هایت را مرتب کردی خوشحالم . یا تشویق های غیر کلامی مثل لبخند زدن ،                چشمک زدن ، بغل کردن ، ….. که کودکان از آن لذت می برند . اگر از تشویق مادی ( خرید یک وسیله ) استفاده می کنید، دقت کنید آن وسیله گران نباشد ولی مورد علاقه ی فرزندتان باشد .
  • بعد از اینکه کودک تان رفتار مطلوب را انجام داد جایزه ی در نظر گرفته شده را تهیه کنید و به وعده ی خود عمل کنید.
  • اگر در تشویق کردن فرزند تان برای انجام یک رفتار مطلوب ناموفق هستید با متخصص مشورت کنید .

*گوش دادن فعال :

یکی از نیاز های اساسی افراد، داشتن یک فرد مورد اعتماد است که به حرف های آنها گوش دهد . قاعدتاً بچه ها با داشتن پدر و مادر این مشکل را ندارند، چون در شرایط طبیعی پدر و مادر را مورد اعتماد می دانند . آنچه مهم است این است که ما شنونده ی خوبی باشیم تا آنها به راحتی بتوانند با ما درد دل کنند. گوش دادن فعال نیاز به یادگیری و تمرین دارد که هر پدر و مادری باید آن را بیاموزد و با استفاده از آن به کودک کمک کند تا احساساتش را بیان کند و از طرفی این مسئله باعث نزدیک تر شدن ما به کودکان مان می شود و به آنها کمک می کند که به راه حل های جدیدی برای مسائل شان فکر کنند.

راه های گوش دادن فعال :

1-در هنگام صحبت با کودک مان علاقه مندی و توجه نشان دهیم. با برقراری تماس چشمی او را مطمئن کنیم که متوجه اش هستیم. برای این کار لازم است تلفن، موبایل، تلویزیون و……را فراموش کنیم .

2-صحبت کردن کودکان را تشویق کنیم. بعضی کودکان نیاز دارند که برای شروع صحبت از آنها دعوت شود . کودکان وقتی عقاید خود را بیان می کنند احساس می کنند مهم ترند. مثلاً سوسن خانم وقتی می بیند دخترش نگران است در ابتدا از او سوال می کند: طوری شده مامان ؟ صبا می گوید: نه طوری نشده! مادر از او می خواهد همه چیز را برای او تعریف کند و از این طریق صبا مشکلش را برای او مطرح می کند .

3-صبورانه گوش دهید. همه ی ما سریع تر از حرف زدن مان فکر می کنیم. اما کودکان به دلیل ذخیره ی لغات محدودتر نسبت به ما و تجربه و تمرین کمتر در حرف زدن، وقت بیشتری را صرف می کنند تا لغات مناسبی پیدا کنند. ما باید طوری به حرف آنها گوش دهیم که آنها مطمئن شوند برای همه ی حرف هایشان وقت کافی داریم. قبل از تمام شدن صحبت، حرف آنها را قطع نکنیم.     اجازه بدهید کودکان عقایدشان را مطرح کنند.

4-به اشارات غیر کلامی شان توجه کنیم. کودکان پیام های زیادی را به صورت غیرکلامی می فرستند، مثل اخم کردن، مشت         کردن دست ها یا رفتاری مثل ناخن جویدن موقع نگرانی ها و… از این نشانه ها می توانیم نکات بیشتری را درک کنیم.

5-از سؤال های بسته بپرهیزیم. سؤال هایی که جواب شان بله یا خیر است جلوی گفت و شنود را می گیرند و مکالمه را زود می بندند.

6-احساساتش را باز نمایی کنیم و کمکش کنیم تا تجاربش را تشریح کند.

7-خودمان را جای او بگذاریم و به او نشان دهیم که مسئله اش را درک می کنیم و با او همدل هستیم. مثلاً آها ! حالا فهمیدم! تو  مداد تراش دوستت را گرفته ای و حالا نمی دانی آن را کجا گذاشته ای؟!

8-احساسات کودک را منکر نشویم. احساسات کودک برای خودش حقیقی اند مثلاً کودکی که از سوزش دستش شاکی است نگوئید: این که چیز مهمی نیست! خوب می شود! بلکه درست است مثلاً بگوئیم: این که بدجوری سوخته! خیلی می سوزه؟!

9-هنگام صحبت با او از کلمات سخت استفاده نکنیم. کلمات باید با فهم کودک متناسب باشد. مثلاً اگر کودک گفت: امروز ناظم بین من و سعید فرق گذاشت!  نگوئیم: تو فکر می کنی ناظم آدم عادل و منطقی نیست ؟!

10-گفتگو را در زمان مناسب انجام دهیم. گاهی کودک نمی خواهد درباره مسئله اش صحبت کند یا می خواهد مدتی با احساساتش تنها باشد. در آن لحظه به خلوت کودک احترام بگذاریم، اما متوجه او باشیم و در فرصتی مناسب پای صحبت او بنشینیم .

تقویت اعتماد به نفس در کودک

کار اصلی والدین کمک به کودک در جهت پرورش مهارت هایی است که بتوانند در بهترین توانائی های خود به موفقیت برسند .

راههایی که می توانند منجر به تقویت اعتماد به نفس مثبت در کودکان شوند :

1) علائق و توانائی های کودک خود را تشویق کنید : والدین باید در مورد علائق کودک خود و توانائی و ضعف های او در زمینه های مختلف آگاهی داشته باشند و مهارت های او را در آن توانایی ها افزایش دهند. این امر این احساس خوب را در کودک ایجاد می کند که حداقل به اندازه ی بقیه ی کودکان همسن خود در آن زمینه کفایت دارد.

2) مرتباً رفتارهای مطلوب کودک را تشویق کنید.

3) موفقیت های طبیعی کودک را تشخیص دهید : به جای این که منتظر باشید کودک کار برجسته ای انجام دهد، پیشرفت های طبیعی او را تشخیص داده و تشویق کنید. مثلاً نقاشی های او را در جایی که در معرض دید باشد قرار دهید

4) کودک خود را در تصمیم گرفتن تشویق کنید : اگر شما در تمام موارد برای کودک خود تصمیم گیری نمائید او در آینده در تصمیم گیری ها مشکل خواهد داشت و هیچ گاه شانس تجربه ی احساس موفقیت برای تصمیمات خوب و احساس شکست برای تصمیم های نادرست را پیدا نخواهد کرد. در همان سال های اول زندگی مسئولیت تصمیم گیری را باید به کودکان در موارد کوچک بدهیم. مثلاً انتخاب پیراهن از بین دو پیراهنی که مادر پیشنهاد می کند .

5) اجازه دهید کودک گاهی ریسک کند : در بعضی موارد اجازه دهید کودک شکست را تجربه کند. مثلاً بسیاری از والدین اجازه ی بردن بشقاب شکستنی را به کودک 3 ساله ی خود نمی دهند. در حالی که اگر در بردن آنها موفق شود و شما او را تشویق کنید، او احساس اعتماد به نفس بیشتری خواهد کرد. اگر بشقاب بیفتد و بشکند به عنوان یک اتفاق باید اوضاع را در دست بگیرید تا کودک بیاموزد چگونه با شکست مواجه شود. در کودکان کوچک تر باید تلاشی را که انجام پذیرفته تشویق کنید، نه این که فقط نتیجه ی عمل را پاداش دهید و بعد از این که در یک کاری شکست خورد به او کاری بدهید که احتمال موفقیتش در آن کار بیشتر می باشد.

6) به کودک خود مسئولیت بدهید : هدف ما کمک به کودک در بدست آوردن حس پیشرفت و همکاری با خانواده می باشد. ما فقط به نتیجه ی کار اهمیت نمی دهیم، بلکه تلاش او را تشویق می کنیم.

7) از کودک خود نخواهید که کامل باشد : اگر از کودک خود بخواهید که کامل باشد ناامید خواهید شد و کودک یاد می گیرد که هیچ گاه            نمی تواند انتظارات شما را برآورده کند و چون کودکان دوست دارند والدین از آنها راضی باشند، این موضوع باعث اعتماد به نفس پایین در آنها می شود. بجای درخواست کامل بودن تلاش های کودک خود را تشویق کنید.

8) در توصیف کودک خود مطلق نباشید : از گفتن این جملات بپرهیزید: تو همیشه کارها را اشتباه انجام می دهی! . هیچ وقت هیچ کاری را درست انجام نمی دهی و…. با گفتن این جملات کودک انگیزه ی خود را برای تغییر از دست می دهد. بجای این جملات می توانید آنچه را در واقعیت مشاهده می کنید توصیف نمایید . مثلاً امروز بعداز ظهر واقعاً اتاقت به هم ریخته بود! (با گفتن این جمله او را شلخته قلمداد                  نکرده اید) .

9) بازخوردهای منفی را محدود کنید: بازخوردهای منفی نظیر نه ، نکن، بسه دیگه و… را بخصوص در والدین کودکان لجباز بیشتر مشاهده           می کنیم. گاهی والدین با یک باز خورد مثبت شروع می کند، ولی نتیجه، آخر منفی می شود. مثلاً مادر می گوید: پسرم تو امروز کار خوبی کردی اسباب بازی هایت را جمع کردی! چرا همیشه این کار را نمی کنی؟!

10) به کودک خود وعده ای ندهید که نتوانید آن را عملی کنید : در این صورت کودک فکر می کند به او توجهی ندارید و برایش احترام قائل نیستید. در نتیجه ارزش خود را زیر سؤال می برد و اعتماد به نفس او کم می شود .

11) کودک را تشویق کنید تاخود گویی مثبت از خود داشته باشد :زمانی که کودک یک کار خوبی انجام داد به او یاد بدهید جملات مثبت              درباره ی خود بگوید، نظیر، چه کار خوبی انجام دادم!. این کار را می توانید از طریق الگو برداری از خودتان به وی آموزش دهید. مثلاً خودتان با صدای بلند بگویید: من فکر می کنم این ساندویچی که درست کردم خیلی خوشمزه شده است! .

12) به کودک خود مهارت حل مسئله را آموزش دهید : از حل کردن تمام مشکلات کودک خود اجتناب کنید. در عوض روش حل مشکلات را به او آموزش دهید. بهترین محل برای شروع آموزش حین بازی کردن می باشد. ابتدا کمک کنید راه حل های ممکن را در نظر بگیرد. سپس هر کدام را ارزیابی کرده و بهترین آنها را انتخاب نماید.

13) به کودک خود مهارت های اجتماعی را آموزش دهید : کودکانی که مهارت اجتماعی خوبی دارند، باز خورد های مثبت بیشتری نیز دریافت می کنند و در نتیجه به اعتماد به نفس بیشتری دست خواهند یافت. زمانی که به کودک خود این مهارت ها را می آموزید، سطح تکاملی او را به خاطر داشته باشید. مثلاً برای کودک 2 ساله بازی بدون خشونت است و در کودک 7-5 ساله آموزش بازی ها بصورت مشارکت با یکدیگر می باشد.

14) گذراندن وقت با کودک، این پیام را می دهد که از بودن با وی لذت می برید.

15) کودک خود را بپذیرید: علی رغم همه ی نقایص کودک خود را بپذیرید (این جزءاصلی هر ارتباط عاشقانه است ) این مسئله به خصوص در مورد کودکان لجباز از اهمیت زیادی برخوردار است .   

خلاصه:

تربیت سازنده ی فرزندان شامل مهارت هایی برای مراقبت ، حمایت، دوست داشتن، راهنمائی و ارشاد کودکان می باشد . منظور از شیوه های فرزند پروری روش هایی است که والدین برای تربیت فرزندان خود بکار می گیرند، نگرش هایی است که نسبت به فرزندان خود دارند، معیارها و قوانینی است که برای فرزندان خویش وضع می کنند . اولین گام برای تغییر یک رفتار نامطلوب و یا ایجاد یک رفتار مطلوب، ثبت رفتار            می باشد. ثبت رفتار کمک می کند تا بررسی کنید آیا آنچه در باره ی رفتار کودک خود فکر می کنید واقعاً درست است یا خیر، کمک می کند تا واکنش های خود را نسبت به رفتار کودک خود ارزیابی کنید، به شما اجازه می دهد که ارزیابی کنید آیا رفتار کودک تغییر می کند، به شما می گوید چه زمانی به هدف خود رسیده اید. والدین باید یاد بگیرند که رابطه ی بهتری با فرزندان خود داشته باشند. معمولاً والدین زمان بسیار کمی را با فرزندشان می گذرانند و بیشتر مواقعی که به ظاهر با بچه ها هستند اغلب به فعالیت دیگری مشغول می باشند. بهتر است در طول روز و به طور مکرر زمان هایی را با کودک تان بگذرانید. در مورد چیزهایی که فرزند شما به آن علاقه دارد صحبت کنید . یکی از                 نیاز های اساسی افراد، داشتن یک فرد مورد اعتماد است که به حرف های آنها گوش دهد . قاعدتاً بچه ها با داشتن پدر و مادر این مشکل را ندارند، چون در شرایط طبیعی پدر و مادر را مورد اعتماد می دانند . آنچه مهم است این است که ما شنونده ی خوبی باشیم تا آنها به راحتی بتوانند با ما درد دل کنند. کار اصلی والدین کمک به کودک در جهت پرورش مهارت هایی است که بتوانند در بهترین توانائی های خود به موفقیت برسند . شیوه های صحیح فرزند پروری می تواند نقش اساسی در سلامت روانی خانواده داشته باشد. به کار گرفتن فنون فرزند پروری می تواند رفتارهای ناپسند کودکان را کاهش دهد، اعتماد به نفس آنها را افزایش دهد و در نهایت باعث بوجود آمدن یک خانواده ی سالم گردد.

برخی مشکلات رفتاری کودکان و نحوه ی مقابله ی صحیح با آن

مقدمه :

آشنا کردن والدین با برخی مشکلات رفتاری و هیجانی شایع کودکان و تأکید بر تفاوت های فردی قابل توجه میان کودکان، حتی کودکانی که در یک خانواده و در شرایط مشابهی هستند، به انگ زدایی از این مشکلات و اصلاح باورهای نادرست والدین کمک می کند. بسیاری از والدین تصور می کنند که فقط کودک آنها مشکلات رفتاری دارد و خود یا کودکانشان را به این دلیل سرزنش می کنند . یاد آوری این نکته ضروری است که برخورد نادرست والدین با این مشکلات می تواند موجب تداوم و پیچیده تر شدن آنها شود، لذا فراگیری مهارت های فرزند پروری           می تواند توانمندی والدین را در مدیریت این رفتارها ارتقاء دهد. تقریباً همه ی کودکان در مسیر رشد خود دچار مشکلات رفتاری و هیجانی می شوند، مشکلاتی در لباس پوشیدن ، غذا خوردن ، جیغ زدن ، ترس و…. و گاهی رفتارهایی مثل دروغ گفتن، پرخاشگری و …. . احساس والدین در مورد این تغییرات متفاوت است و در بعضی موارد دچار درماندگی ، غمگینی و احساس بی کفایتی در تربیت فرزندان می شود . باید توجه داشت که تنها فرزند ما نیست که دچار مشکل می شود و همچنین مشکل پیش آمده اتفاق عجیبی نیست اگر بیاموزیم چگونه با کودک رفتار کنیم .

 باشناخت مشکلات رفتاری کودکان  و برخورد صحیح و به موقع، می توان از بروز بعضی مشکلات اساسی و حتی بیماری ها جلوگیری کردلذا در اینجا به برخی مشکلات شایع کودکان و راهکارهای مقابله با آن اشاره می کنیم.

*قشقرق :

یکی از مشکلات رفتاری شایع در کودکان قشقرق است. طیف آن از نق نق کردن و گریه کردن تا گاز گرفتن ، پا کوبیدن روی زمین، پرت کردن اشیاء و افتادن روی زمین متنوع می باشد . بعضی کودکان نفس خود را حبس می کنند تا زمانی که ضعف کرده و یا بیهوش شوند . کودکان با انجام این کارها معمولاً هدف خاصی را دنبال می کنند . این هدف می تواند با بدست آوردن چیزی یا اجتناب از انجام کاری و از همه مهم تر جلب توجه باشد . به هر دلیلی که باشد والدین باید این مطلب را به کودک خود انتقال دهند که این عمل او غیر قابل قبول است . هدف ما این است که شدت این رفتار را کاهش دهیم . برای رسیدن به این هدف توصیه های زیر می تواند کمک کننده باشد .

والدین باید نا مطلوب بودن این رفتارها را به کودک نشان داده و با شیوه های صحیح از تکرار آن ها بکاهند. به این منظور :

1) به رفتار مطلوب کودک توجه کرده و او را تشویق کنیم .

علی معمولاً برای لباس پوشیدن خیلی اذیت می کند . نق نق می کند و اصرار به پوشیدن لباس های برادر بزرگترش دارد . هر بار موقع بیرون رفتن در خانه دعوا و جنجالی بین پدر و مادر و علی ایجاد می شود . اما روز جمعه وقتی قرار بود به پارک بروند علی بدون هیچ مشکلی لباس را پوشید و آماده شد .

پدر روبه مادر گفت: ببین! حالا که قراره بریم پارک، چه زود آماده می شود ؟!

 مادر : باز هم خدا را شکر! بیا زود بریم تا دوباره شروع نکرده ؟

بچه ها به شدت توجه طلب هستند و ما می توانیم در انتخاب بهترین راه برای جلب توجه به آنها کمک کنیم . اگر علی با ایجاد قشقرق به دنبال جلب توجه است ، می توانیم به او بفهمانیم که رفتار مثبت او برای ما قابل توجه است و به این وسیله راه ارتباطی و کسب توجه را به او نشان دهیم.

پدر وقتی دید که علی سریعاً آماده شد، با وجود این که می دانست به ذوق پارک رفتن لباس پوشیده، او را نوازش کرد و گفت : آفرین پسر خوبم! از این که خیلی زود آماده شدی خوشحالم و از این کارت خیلی خوشم آمد.

مادر علی را در آغوش گرفت و گفت: وقتی این قدر زود آماده می شوی زودتر به پارک می رسیم و همه از رفتار تو خوشحالیم . خیلی تو را دوست داریم پسر خوبم!

جنجال و دعوای والدین برای کودکان توجه حساب می شود . او بدرفتاری می کند و والدین با جنجال و دعوا به او توجه می کنند . کودک همین که دیده شود ، راضی تر است حتی اگر در قالب دعوا باشد . اما اگر به رفتارهای مطلوب کودک ، هرچند کوچک و ناچیز توجه کنیم به تدریج او یاد می گیرد که با این گونه رفتارها ، توجه بیشتر و بهتری کسب می کند .

2) حملات کج خلقی بیشتر در زمان خستگی یا گرسنگی کودک اتفاق می افتد مطمئن شوید که کودک خواب و غذای کافی دارد

3) بررسی کنید آیا حملات قشقرقی در زمان های خاصی اتفاق می افتد، مثلاً اکثر اوقات هنگام غروب و وقت خستگی کودک این رفتار را نشان می دهد، در این صورت والدین باید سعی بر تنظیم مجدد برنامه ی کودک داشته باشند.

4) قشقرق را نادیده بگیرید(در عین حال اگر در شرایط خطرناکی قرار دارد او را بدون این که خودش بفهمد در میدان بینایی خود قرار دهید). بی توجهی به قشقرق، باعث کم رنگ شدن و کاهش آن می شود. همان طور که گفته شد ، علت عمده ی این رفتارها جلب توجه است که اگر کودک به این هدف یعنی توجه نرسد، دست از رفتار خود بر می دارد. پس اگر در شرایط خطرناکی است یا رفتار خطرناکی مثل کوبیدن سر به زمین انجام می دهد ، بدون دعوا و جنجال او را بگیرید که مانع آسیب رساندن به خود شود . ولی در مواردی که رفتار خطر ناکی ندارد مثل  نق نق کردن ، گریه کردن و …..طوری رفتار کنید که اصلاً او را نمی بینید و صدای او را نمی شنوید .

5) سعی کنید آرام باشید و تسلیم حملات قشقرقی نشوید.

6) بپذیرید که کودک شما ناراحت است، ولی بعد از اینکه او آرام شد مثلاً بگویید: متأسفم که تو این قدر عصبانی بودی، ولی قشقرق یا               کج خلقی کردن کار اشتباهی است . اگر سن کودک بالای 4 سال است میتوانید از او بپرسید: بهتر بود چه راهی را برای کنترل این موقعیت انتخاب می کردی؟

7) به کودک کمک کنید تا با گفتن کلمات ، احساس خود را ابراز کند ( به تدریج که کودکان بهتر از مهارت های زبانی استفاده کنند حملات قشقرقی کمتر می گردند ).

در مورد حملات نگه داشتن تنفس ، نکته ی مهم آن است که کمترین توجه در آن زمان به کودک شود. با این وجود باید کودک همیشه در میدان دید باشد و در موارد نادر نیاز هست که معاینه فیزیکی نیز انجام شود.

*پرخاشگری : 

بسیاری از کودکان لجباز برای به دست آوردن آنچه می خواهند کتک کاری می کنند ، گاز می گیرند و یا اشیاء را پرت می کنند . این رفتار در کودکان 3-2 ساله شایع است و به تدریج با افزایش سن، پرخاشگری کلامی افزایش می یابد.

 برای کاهش پرخاشگری می توان از توصیه های زیر کمک گرفت:

1) زمانی که کودک در برخورد با موقعیت های مشکل، رفتار غیر پرخاشگرانه انجام داد او را تشویق کنید.

2) بعد از پایان یافتن درگیری سعی کنید به کودک روش های جایگزین دیگری یاد بدهید. مثلاً برای کودک 4-2 ساله می توان گفت: وقتی عصبانی هستی یک نفس عمیق بکش و بعد بیا با من صحبت کن.

3) تماشای فیلم ، کارتون و بازی های کامپیوتری که صحنه ی پرخاشگری دارند را محدود کنید.

4) قرار گرفتن کودک در محیط های همراه با پرخاشگری در زندگی واقعی را محدود کنید (مثلاً رفت و آمد کودک با بزرگسالان پرخاشگر ).

5) مطمئن شوید پرخاشگری کودک در رسیدن او به مقصد کمکی نمی کند.

6) آرامش خود را حفظ کنید.

7) از محروم سازی موقت بلافاصله بعد از پرخاشگری استفاده کنید.

8) احساسات کودک خود را بشناسید ولی مطمئن شوید که او می داند پرخاشگری قابل قبول نیست.

*دروغگویی:

نیما یک ماه است که خواهر کوچولویی پیدا کرده است و احساس خوبی هم نسبت به او ندارد ، به پدرش گفت : من از خواهرم بدم می آید . پدر عصبانی شد و با تندی گفت : تو نباید این حرف را بزنی . اون خواهرته! چه طور دلت می آید این را بگی ؟! فردای آن روز نیما در جواب مادر که پرسید: نیما جون عزیزم خواهرت را دوست داری؟!

گفت : بله مامان! من خیلی دوستش دارم ! مامان هم او را بوسید و خندید.

شما فکر می کنید نیما چه نتیجه ای خواهد گرفت ؟

اگر راست بگویم عصبانی می شوند، ولی اگر دروغ بگویم من را دوست دارند .

اگر می خواهیم راستگویی را به کودک یاد دهیم، باید برای گوش دادن به حقایق تلخ به همان اندازه حقایق دل پسند آمادگی داشته باشیم .

اما اصولاً چرا کودکان دروغ می گویند ؟

کودکان دو نوع دروغ گویی دارند :

 اول : گفتن داستان هایی که حقیقت ندارد و از تصورات آنها منشأ می گیرد و در واقع چیزهایی را بیان می کنند که آرزو دارند حقیقت داشته باشند. در این موارد بهترین کار تزریق حقایق لابلای داستان آنها است.

مریم : عمه پروین هدیه تولد سال پیش به من یک دوچرخه داد .

مامان : دروغ نگو مریم ! من که می دانم داری دروغ می گی! این اصلاً کار خوبی نیست !

اما مریم عملاً آرزوی خودش را بیان می کند و خیلی بهتر است مادر این گونه جواب دهد: تو دلت می خواست یک دوچرخه هدیه بگیری! اینطور نیست مامان ؟

دوم : دروغ گفتن برای بدست آوردن چیزی یا اجتناب از کاری صورت می گیرد. در این مورد باید به کودک آموزش داد که دروغ گفتن اشتباه است و مهم آن است که حقیقت را بگوید.

1) والدین باید الگویی از راست گویی برای کودک خود باشند.

2) راست گویی کودک خود را تشویق کنند، به خصوص در مواردی که می توانست دروغ بگوید ولی این کار را نکرد.

3) والدین هنگامی که دروغی از کودک خود می شنوند آرام بمانند و اجازه ندهند کودک با دروغ گفتن به آنچه می خواهد دست یابد.

4) زمانی که کودک بزرگ تر است می توانید از محروم سازی موقتی یا گرفتن امتیازات استفاده نمائید.

5) کودک را با برچسب دروغ گو خجالت زده نکنید.

*رقابت خواهر و برادرها :

این مسئله امری طبیعی در خانواده است . هدف ما حذف آن نیست، بلکه به حداقل رساندن آن است.

این رقابت در کودکان هم جنس با 3-1 سال تفاوت سنی شدید تر است.  

دو زمان شایع برای این رقابت ها : 1) به دنیا آمدن کودک جدید            2) زمانی که کودکان بزرگ تر می شوند.

هنگام به دنیا آمدن فرزند جدید، فرزندان دیگر حسادت کرده و ممکن است به سمت نوزاد خشونت داشته باشند . گاهی کودکان بزرگ تر  پس روی پیدا می کنند. مثلاً کودکی که توالت رفتن را یاد گرفته است خود را خیس کند. بعضی کودکان کناره گیری می کنند و یا رفتارهای توجه طلبانه نشان می دهند و دائم از والدین درخواست های مختلف می کنند .

برای به حداقل رساندن این رقابت ها می توان توصیه های زیر را بکار بست:

1) کودک را برای آنچه قرار است اتفاق بیفتد آماده کنید. مواردی مثل اینکه در هنگام رفتن شما به بیمارستان چه کسی از او مراقبت می کند. کودک به دنیا آمده زیاد گریه می کند و شما مجبورید زمان زیادی برای نگهداری از کودک اختصاص دهید و….

2) اجازه دهید کودک برای ویزیت های قبل از زایمان همراه شما بیاید و صدای نوزاد را بشنود. 

3) اگر امکان دارد هر گونه تغییرات مهم در خانه را چند ماه قبل از به دنیا آمدن کودک ایجاد کنید. مثلاً اگر قرار است نوزاد از گهواره خواهر یا برادرش استفاده کند در مورد خرید یک تخت بزرگ تر با فرزند خود صحبت کنید.

4) از کودک نپرسید که دوست دارد نوزاد پسر باشد یا دختر.

5) بهتر است تا سه ماه ی دوم در مورد بارداری چیزی به کودک نگویید (از نظر صدمه بارداری )

6) در این مورد که کودک به دنیا آمده یک همبازی برای او خواهد شد صحبت نکنید. زیرا مدت زمان طولانی لازم است تا او بتواند بازی کند در نتیجه کودک نا امید می شود.

7) سعی کنید هر آموزش جدیدی را نظیر توالت رفتن، چند ماه قبل از به دنیا آمدن فرزند جدید یا چند ماه بعد از تولد او شروع کنید .

بعد از به دنیا آمدن کودک جدید بهتر است توصیه های زیر را برای کودک بزرگ تر به کار برید :

1- در صورت امکان به کودک اجازه دهید نوزاد را در بیمارستان ببیند.

2- اجازه دهید در مراقبت از نوزاد به شما کمک کند و در این صورت او را تشویق کنید.

3- آلبوم عکس کودک بزرگ تر را بیرون آورید و بعد از به دنیا آمدن فرزند جدید به او نشان دهید.

4- مطمئن باشید که با کودک بزرگ تر خود، وقت کافی به تنهایی می گذرانید.

5- رفتار خشونت آمیز نسبت به نوزاد را نادیده نگیرید و فوراً از محروم سازی موقتی استفاده کنید .

زمانی که کودکان بزرگ تر می شوند این رقابت ها به صورت بخشی از ارتباط خواهر یا برادرها در می آید. زیرا کودکان برای گرفتن توجه والدین و به دست آوردن مالکیت اشیاء و برتر بودن، نسبت به یکدیگر از نظر بقیه، با همدیگر رقابت و گاهی نزاع می کنند .

توصیه های زیر برای کاهش این اثرات منفی می توانند سودمند باشند :

1- این غیر ممکن است که با همه فرزندان خود رفتار یکسانی داشته باشید. به همین دلیل باید به آنها توضیح دهید که هر کدام خصوصیات منحصر به فردی دارند و شما این خصوصیات و پیشرفت های آنها را می شناسید.

2- سعی کنید با هر یک از فرزندان خود مدت زمانی را به تنهایی اختصاص دهید.

3- هنگامی که کودکان شما در شرایط دشوار، با همدیگر کنار می آیند آنها را تشویق کنید.

4- کودکان را با هم مقایسه نکنید.

5- تعارض های جزیی بین فرزندان را تا جایی که به صورت فیزیکی و بیش از حد در نیامده، نادیده بگیرید.

6- زمانی که کودکان با هم دعوا می کنند با هر دو فرزند برخورد داشته باشید . زمانی که دعوا روی می دهد در آن زمان راجع به دعوا بحث نکنید. ابتدا برای هر دو کودک بطور جداگانه از محروم سازی موقتی و در دو جای مختلف استفاده کنید تا در آنجا آرام شوند .

7-  بعد از محروم سازی از همین مشکلی که پیش آمده، برای آموزش مهارت حل مشکل استفاده کنید.

8- سعی کنید که غیبت کردن ها و خبر چینی ها را نادیده بگیرید.

*مشکلات خوابیدن :

میانگین الگوی خواب کودکان 7-2 سال به شکل زیر می باشد :

2 ساله : 5/11 ساعت خواب در شب Æ 5/1 ساعت خواب در روز

3 ساله : 11 ساعت خواب در شب Æ 1 ساعت خواب در روز

5-4 ساله : 12 ساعت خواب در شب

7-6 ساله : 11-10 ساعت خواب در شب

بعضی کودکان نیازشان به خواب کمتر و بعضی بیشتر از مقادیر فوق است.

اگر کودک 1 تا 2 ساعت در رختخواب دراز می کشد تا خوابش ببرد، می توانید زمان رفتن به رختخواب او را کمی به تأخیر بیندازید. مثلاً اگر ساعت 8 به رختخواب می رفت و ساعت 10 خوابش می برد، ساعت 10 او را به رختخواب بفرستید و بعد به تدریج، هر چند روز، یک ربع زمان رفتن به رختخواب را جلو بیندازید تا به زمان مناسب برسد.

مشکلات در رفتن به رختخواب :

بعضی از کودکان از رفتن به رختخواب خودداری می کنند یا مکرر والدین خود را صدا می زنند یا از اتاق بیرون می آیند. راه اصلی پیشگیری از این مشکل این است که زمان خواب ثابت باشد. یعنی هر روز حتی روزهای تعطیل کودک در ساعت معینی بیدار شود و هر شب هم در ساعت معینی به رختخواب برود. قبل از خواب 20 دقیقه مراسم قبل از خواب مثل استحمام، غذای سبک، مسواک زدن، داستان زمان خواب، شب به خیر برای همه ی خانواده و…..پایه گذاری کنید. اگر کودک همه ی این فعالیت ها را در زمان معین انجام داد و به رختخواب رفت، می تواند یک داستان اضافه گوش کند.

قبل از رفتن به رختخواب مطمئن شوید که به دستشویی رفته است و یک لیوان آب نیز کنار تخت او بگذارید .

بیدار شدن مکرر:  

بسیاری از کودکان در طول شب چند بار بیدار می شوند و به راحتی مجدداً به خواب می روند، در حالی که بعضی در به خواب رفتن مجدد مشکل دارند که قسمتی از آنها بخاطر این است که والدین در به خواب رفتن به آنها کمک می کنند و خودشان به تنهایی نمی توانند بخوابند.

درمواردی که کودک بیدار شده و والدین را صدا می زند بعد از 5- 3 دقیقه می توان به اتاقش رفت و به او پاسخ داد. نباید کودک را از جای خودبلند کرد یا کنار او خوابید، بلکه فقط یک دقیقه در اتاقش بمانید که مطمئن شود شما در خانه هستید. اگر مجدداً بیدار شد و شما را صدا کرد 7-5 دقیقه بعد پاسخ دهید و به تدریج این زمان را طولانی کنید. یکی دو روز اول خسته کننده است ولی بعد از یک هفته نتیجه ی مؤثر را خواهید دید.

کابوس های شبانه و وحشت :

بسیاری از کودکان بویژه در سنین 6-3 سال کابوس شبانه را تجربه می کنند. کابوس شبانه در سبک ترین قسمت خواب اتفاق می افتد.

 برای کاهش اثرات وحشت زدگی این توصیه ها را می توان به کار برد :

1- وقتی کودک شما به خاطر کابوس جیغ می زند به او سریع پاسخ دهید تا نشان دهد که از او محافظت می کنید.

2- تا جایی که ممکن است آرام باشید و با صدای ملایم به او اطمینان دهید که جایش امن است.

3- تا زمانی که آرام شود کنار او بمانید.

4- اگر کاملاً بیدار نشده و به نظر می رسد که هنوز کابوس می بیند او را بیدار نکنید. کنار او باشید تا با صدای خودش بیدار شود.

5- اجازه ندهید بعد از کابوس  به اتاق خواب شما بیاید. زیرا  به صورت عادت در می آید و این پیام را به کودک می دهد که تخت خودش جای امنی نیست.

*ترس ها و اضطراب ها :

گاهی بچه ها از چیزهایی مثل جادوگر می ترسند . کودکان تخیلات فعال دارند و گاهی در جدا کردن آنها از واقعیت مشکل دارند. در این موارد به جای این که به کودک بگویید چیزی به عنوان جادوگر وجود ندارد، می توانید بگویید وظیفه ی من به عنوان مامان تو این است که به تو اطمینان بدهم که هیچ جادوگری به خانه ی ما نمی آید.  البته این تکنیک هنگامی که کودک بزرگ تر می شود کمتر اثر دارد. اگر کودک ترس و اضطراب زیادی دارد شاید نیاز باشد از متخصص کمک بگیرید.

مشکلات رفتاری داخل اتومبیل :

هر زمانی که کودک در اتومبیل است باید از صندلی او و کمربندش مطمئن باشیم. کودکی که کمربندش بسته است نه تنها ایمن تر است بلکه رفتار بهتری داخل اتومبیل خواهد داشت .

توصیه های زیر نیز به کنترل مشکلات رفتاری در داخل اتومبیل کمک می کند :

1- فعالیت های خاص به نام فعالیت اتومبیل داشته باشید. مثلاً یک کیف پر از اسباب بازی که کودک در اتومبیل از آن استفاده کند.

2- نوار موسیقی که کودک دوست دارد خریده و فقط داخل اتومبیل از آن استفاده کنید.

3- در مسافرت های طولانی خوراکی ، نوشیدنی و بازی های خاص همراه خود ببرید.

4- مکرراً زمانی که رفتار مناسب دارد او را تشویق کنید.

5- اگر رفتار نامناسب داشت آرام باشید. کنار جاده توقف کنید و از محروم سازی موقتی در صندلی خودش استفاده کنید. بعد از اینکه آرام شد از او تشکر کنید که آرام شده و مسیر را ادامه دهید.

اگر کودک دوست ندارد این مسیر را بروید این تکنیک مؤثر نیست، بلکه از اول به مسیر خود ادامه دهید و او را نادیده بگیرید.

*مشکلات رفتاری هنگام غذا خوردن :

بعضی کودکان هنگام غذا خوردن غذا را می ریزند ، با دهان باز غذا می خورند و با دهان پر صحبت می کنند، آرام سر سفره نمی نشینند و بالا و پایین می پرند.

زمانی که این رفتارها ادامه یابد والدین با تهدید کردن با کودک برخورد می کنند و نهایتاً زمان غذا خوردن برای والدین و کودک ناخوشایند می گردد. 

مهمترین قدم در بهبود این رفتارها جذاب کردن فضایی است که به غذا خوردن اختصاص یافته است.

توصیه های زیر در کاهش مشکلات هنگام غذا خوردن کمک کننده است:

1- برنامه ای بگذارید که همه ی اعضای خانواده در آن شرکت داشته باشند. مثلاً هنگام غذا خوردن هر کس راجع به اتفاقات آن روز خود صحبت کند. در مورد کودکان کوچک تر، مادر به آنها کمک می کند و بیشتر روی کارهای مثبت او تمرکز می کند .

2- والدین باید الگوی خوبی برای کودکان باشند و رفتارهای غلطی هنگام غذا خوردن نداشته باشند که کودک یاد بگیرد.

3- در هنگام غذا خوردن تلویزیون نگاه نکنید.

4- اجازه ندهید کودک اسباب بازی های خود را سر میز غذا بیاورد.

5- اگر کودک رفتار نامناسب سر میز غذا نشان داد باید پیامد آن را فوراً تجربه کند. مثلاً از محروم سازی موقتی استفاده نمائید. بهترین کار این است که صندلی او را در حالی که روی آن نشسته کنار بکشید و خودتان به مکالمه ادامه می دهید و به کودک توجه نکنید.

6- به عنوان قانون کلی در صورتی که در طول یک وعده غذا بیش از سه بار مجبور به محروم سازی موقتی شدید، آن وعده غذا برای کودک تمام شده خواهد بود و تا زمان وعده ی بعدی هیچ گونه خوراکی دریافت نخواهد کرد.

7- می توانید از طریق بازی، اصول رفتاری صحیح را هنگام غذا خوردن با کودک تمرین کنید. مثلاً در بازی یک مهمانی گرفته و وانمود کنید که غذا می خورید . استفاده از تشکر در هنگام غذا گرفتن، غذا خوردن با دهان بسته و … را با کودک خود تمرین کنید .

در سن 4-3سالگی می توان قوانین را برای کودک توضیح داد و در صورت انجام آنها او را تشویق کرد.

 بعضی کودکان در غذا خوردن خیلی سخت گیر و ایراد گیر هستند در این صورت:

– به او مقادیر کم غذا بدهید و در صورت اتمام اگر باز هم تمایل داشت بیشتر بدهید.

– تا زمانی که غذا را تمام نکرده به او دسر ندهید.

– بین وعده های غذا ی اصلی خوراکی های اضافی را حذف کنید.

– مدت زمان غذا خوردن را محدود کنید و در انتهای آن، بشقاب کودک را از جلوی وی بردارید.

– بطور مداوم به او گوشزد نکنید که غذا بخورد.

*مشکلات در زمان لباس پوشیدن :

بسیاری از کودکان لجباز در لباس پوشیدن مقاومت می کنند و یا در پوشیدن یک لباس نامناسب پافشاری می نمایند . در سن 2-3 سالگی کودک علاقه دارد خودش لباس بپوشد.

در سن 3 سالگی فقط لباس های بزرگ را می توانند خودشان بپوشند.

در سن 4 سالگی آنها می توانند دکمه های بزرگ را ببندند.

در 5 سالگی غیر از بستن بند کفش، بقیه ی لباس هایشان را می توانند خودشان بپوشند.

همچنین کودکان، درآوردن لباس را قبل از پوشیدن آنها یاد می گیرند.

با عمل به توصیه های زیر شاید بتوان بخشی از مشکلات لباس پوشیدن را برطرف نمود:

1- به کودک قدرت انتخاب بدهید ولی محدودیت داشته باشید، مثلاً قبل از مدرسه رفتن بین دو لباس امکان انتخاب بدهید.

2- فرصت و زمان کافی برای لباس پوشیدن بدهید. زیرا هرچه عجله به خرج دهید او مقاومت بیشتری نشان خواهد داد.

3- لباس پوشیدن را با شوخی همراه کنید، آواز بخوانید و با نگاه کردن به پنجره او را منصرف کنید.

4- از توجه کردن و توصیف های زیاد استفاده کنید، مثلاً بگویید ما جوراب را روی پا می کشیم.

5- در کودکانی که به مهد کودک می روند یک برنامه ی منظم باید داشته باشیم، مثلاً بعد از بیدار شدن مسواک زدن ، شانه کردن موها و لباس پوشیدن انجام گیرد.

6-  برای کودک 5-4 ساله یک ساعت رومیزی در معرض دید باشد تا مدت زمانی را که برای لباس پوشیدن نیاز دارد به او نشان دهد. اگر در مدت زمان تعیین شده لباس را به طور کامل پوشید تشویق گردد.

خلاصه :

کودکان مبتلا به اختلال های رفتاری مشکلات فراوانی را برای والدین خود به وجود می آورند. این کودکان رفتارهایی از خود نشان می دهند که تأثیر منفی بر اطرافیانشان میگذارد و واکنش های اشتباه این افراد در پاسخ به رفتار آنها نیز متقابلاً به کودکان برمی گردد. آشنایی والدین با این دسته اختلالات به تشخیص زودرس و در نتیجه درمان آنها کمک می کند.

برخی از این اختلالات عبارتند از :

1- اختلال کج خلقی(قشقرق به پا کردن) که طیف گسترده ای از نق نق کردن کودکان تا پرت کردن اشیاء و افتادن روی زمین را در                    بر می گیرد یا حتی نگه داشتن نفس خود تا زمانی که ضعف می کند که با توجه بیشتر به رفتارهای مثبت کودکان، مداخله سریع در                 حل مشکلات ، نادیده گرفتن کج خلقی و …… قابل کنترل است.

2- پرخاشگری که بسیاری از کودکان لجباز برای به دست آوردن آنچه می خواهند پرخاشگری می کنند. با یاد دادن روش های جایگزین برای پرخاشگری ، دور کردن کودک از محیط همراه با پرخاشگری و در نهایت استفاده از محرومیت موقت و روش های دیگر می توان این حمله را کنترل کرد.

3- دروغگویی که کودکان گاهی برای گفتن تصورات خود از دروغ استفاده می کنند و گاهی نیز دروغ گفتن برای بدست آوردن چیزی صورت می گیرد. در این مورد است که باید به کودک آموزش داد که این روش اشتباه است.

4- مشکلات خواب کودکان ، ترس و اضطراب کودکان ، بیدار شدن مکرر در طول شب و کابوس های شبانه که طریقه ی برخورد با آنها در هر قسمت توضیح داده شد.

تربيت سازنده در فرزندان

مقدمه

تربيت سازنده روشي است كه در آن رشد كودكان تقويت و رفتار آنان به گونه اي سازنده و بي ضرر مديريت می گردد.اين شيوه براساس ارتباط خوب و توجه مثبت به كودكان، براي كمك به رشد آنان پايه ريزي شده است. كودكاني كه با شيوه ی تربيت سازنده پرورش مي يابند احتمال رشد مهارت ها و ايجاد احساس خوب نسبت به خود در آنها بيشتر و احتمال بروز مشكلات رفتاري در آنها كمتر است لازم است والدین بدانند هنگامي كه مشكلي رخ مي دهد چه بایدبکنند ،از روش هاي مختلف براي اداره مشكلات رفتاري كودكان اطلاع داشته باشند ، مهارت تشويق رفتار مطلوب در كودكان را بدانند و در صورت نیاز بتوانند رفتارها و مهارت های جدید را به کودکان آموزش دهند. در این جا در مورد برخی از اصول سازنده در تربیت کودکان صحبت می کنیم.

*اصول تربيت سازنده درفرزندان :

  • آماده كردن يك محيط امن و مورد علاقه : بعلت اينكه حوادث خانگي يكي از علل آسيب در كودكانخردسال است، داشتن محيطی امن بدين معني كه كودك بتواند ضمن جست و جو، بازي و سرگرمي از آسيب ديدگي مصون باشد، ضروری بنظر می رسد. خانه اي پر از اشياء جالب براي كودك مانند وسايل آشپزخانه، كنجكاوي كودك و رشد زباني و قواي هوش او را تحريك خواهد كرد و او را سرگرم و فعال نگه داشته و احتمال بدرفتاري او را كاهش مي دهد. كودكان نياز به نظارت مناسب دارند بدين معني كه بدانيد كودك كجاست و چه كاري انجام مي دهد (نظارت غير مستقيم).
  • ايجاد محيط سازنده براي يادگيري : والدين لازم است در دسترس كودكان باشند. اين بدان معني نيست كه هميشه با كودك خود باشيد بلكه منظور آن است كه در هنگامي كه كودك به كمك يا مراقبت نياز دارد در دسترس او باشيد. در حقيقت كيفيت زمان مهم است نه كميت بودن با كودك.
  • استفاده از انضباط قاطعانه : به معني ثبات در رفتار با كودک ، يعني به يك رفتاركودك در زمان ها و مكان هاي مختلف واكنش يكسان نشان دهيم . هنگام بدرفتاري كودك و آموزش به كودكان براي ارايه ی رفتار قابل قبول، وقتي والدين از انضباط قاطعانه استفاده كنند، كودكان مي آموزند مسئوليت رفتار خود را بپذيرند، از نيازهاي ديگران آگاه شوند و كنترل برخويش را افزايش دهند.
  • مراقبت از خود به عنوان پدر يا مادر : وقتي نيازهاي شخصي شما مانند ارتباط صميمانه، همراهي، تفريح و … برآورده شود پدر يا مادر بودن آسان تر مي گردد . اين به اين معني نيست كه كودك بر زندگي شما تسلط داشته باشد. اگر نيازهاي شخصي شما به عنوان يك بزرگسال برآورده شود جسور بودن، ثبات داشتن و در دسترس كودكان بودن براي شما آسان تر مي شود.
  • مديريت رفتار نامطلوب : همه ی كودكان لازم است ياد بگيرند كه حدود و قوانين را بپذيرند و ناكامي خود را هنگامي كه به خواسته هاي خود نمي رسند كنترل كنند. مديريت اين موفقيت ها براي والدين ممكن است             پردردسر باشد، اما روش هاي مثبت و مؤثري وجود دارد كه به كودكان كمك مي كند كنترل برخويش (خويشتن داري) را ياد بگيرند. هنگامي كه والدين براي بدرفتاري كودكان از پيامدهاي فوري، مستمر و قاطع استفاده كنند كودكان كنترل بر خود را مي آموزند.

*روش هاي مختلف براي اداره مشكلات رفتاري كودكان :

الف – قوانين اساسی و واضح را وضع كنيد : كودكان نياز به تعيين حدود دارند تا بدانند كه از آنها چه انتظاري دارند و چگونه بايد رفتار كنند. چند قانون اصلي براي خانه ( 4 يا 5 قانون) مي تواند كمك كننده باشد. قوانين بايد به كودكان بگويند چه كاري انجام دهند نه اينكه چه كاري انجام ندهند.

براي مثال : در خانه آرام راه برو !

قوانين اگر ساده باشند، انجام آنها راحت باشد و بتوان پيامدي براي آن در نظر گرفت خيلي نتيجه ی بهتري خواهد داشت. سعي كنيد كودك را در تصميم گيري براي قوانين خانواده شركت دهيد.

شما مي توانيد يك جلسه ی خانوادگي داشته باشيد و در مورد برخي قوانين با خانواده ی خود تصميم گيري كنيد.

  • در ابتدا براي شروع، تعداد كمي قانون در نظر بگيرد .
  • اطاعت از قوانين بايد آسان باشد .
  • قوانين بايد بصورت مثبت بيان شود .
  • قوانين بايد ساده باشد .
  • قوانين بايد قابل تقويت شدن باشند .

اگر هيچ كس در خانه قوانين را رعايت نمي كند انتظار نداشته باشيد كه كودك شما اين كار را انجام دهد .

ب- از بحث مستقيم براي بر خورد با قانون شكني استفاده كنيد : بهترين مورد بحث مستقيم هنگامي است كه كودك گاه گاهي يكي از قوانين اساسي خانه را فراموش مي كند. اين كار شامل جلب توجه به كودك ، گفتن مشكل به كودك ، توضیح مختصر كه چرا این یک مشكل است و توضيح يا درخواست از كودك براي انجام يك رفتار مناسب است و سپس رفتار مناسب بايد تمرين شود .

براي مثال : مريم تو داري در خانه مي دوي، ممكن است چيزي را بشكني، قانون ما در مورد راه رفتن در خانه چيست؟ حالا به من روش صحيح راه رفتن در خانه را نشان بده، برگرد به طرف در و دوباره شروع كن!

براي اينكه بحث مستقيم را مؤثرتر كنيد كودك را وادار كنيد كه رفتار صحيح را دوباره تمرين كند .

ج- ناديده گرفتن : براي مواجهه با مشكلات رفتاري استفاده مي شود. براي كودكان 7-1 سال ناديده گرفتن به معني توجه نكردن عمدي به كودك، به هنگام بروز مشكلات رفتاري كوچك است مانند گريه كردن، گفتن كلمات زشت و …… هنگامي كه يك رفتار را ناديده مي گيريد به كودك نگاه نكنيد و با او صحبت نكنيد. كودك ممكن است در ابتدا شلوغ كند و سعي در جلب توجه شما داشته باشد، در صورت لزوم روي خود را برگردانيد و دور شويد، سعي كنيد آرام باشيد، در صورت نياز چند نفس آرام و عميق بكشيد .

ناديده گرفتن را تا زماني كه مشكل رفتاري ادامه دارد ادامه دهيد و هر زماني كه كودك مشكل رفتاري را متوقف كرد او را تحسين كنيد و مشكلات جدي تر مثل آسيب رساندن به ديگران یا تخريب اشياء را ناديده نگيريد.

د- دستور دادن: اغلب مشاهده مي شود والدين دستوراتي به كودكان خود مي دهند كه به راحتي نمي توانند آنها را انجام دهند.

 دستوراتي كه مؤثر واقع نمي شود داراي يكي از اين خصوصيات هستند:

1- دستورات زنجيره اي : در دستورات زنجيره اي چندين دستور در يك زمان به كودك داده مي شود(مثال: لباست را بپوش، دندانهايت را مسواك بزن، موهايت راشانه كن ، و بيا صبحانه بخور )، در حالي كه كودك هنوز توانايي به خاطر سپردن همه ی آنها را ندارد. پس بهتر است دستورات به بخش هاي كوچكتري تقسيم شود و هر بخش را به تنهايي و جداگانه از كودك بخواهيد انجام دهد.

2- دستورات مبهم : دستوراتي كه واضح نيستند. مثلاً بچه ی خوبي باش. در واقع كودك ممكن است نداند كه واقعاً چه چيزي از او خواسته مي شود. بهتر است مثلاً به كودك گفته شود: اسباب بازي هايت را با برادرت مشترك استفاده كن.

3- دستورات سؤالي : در اين گونه دستورات از كودك پرسيده مي شود كه آيا اين كار را انجام مي دهد؟ و در واقع مستقيماً به او دستور انجام كاري داده نمي شود. مثال: آيا دوست داري كه الان اتاقت را تميز كني ؟ در اين مورد كودك لجباز به سادگي مي تواند بگويد نه.

4- دستوراتي كه به دنبالش دليل و منطق آورده مي شود : مثال : اسباب بازي ها را بردار، چون مادر بزرگت اينجا مي آيد و تو مي داني كه او خانه ی تميز را دوست دارد ! مشكل در اينجا اين است كه كودك ممكن است دستور اصلي را فراموش كند.

با پرهيز از اين نوع دستورات و رعايت اصول زير مي توان انتظار داشت كه كودك دستورات شما را با احتمال بيشتري انجام دهد :

  • توجه كودك را به خود جلب كرده و قبل از دادن دستور، با او تماس چشمي برقرار كنيد .
  • با صداي محكم و قاطع با كودك صحبت كنيد، البته صدايتان بلند و خشن نباشد .
  • دستور ی به كودك بدهيد كه خاص و ساده باشد .
  • از ژست های فيزيكي بطور مناسب استفاده كنيد ( مثلاً به جايي كه بايد اسباب بازي را بگذارد اشاره كنيد) .
  • از دستورات مثبت به جاي دستورات منفي استفاده كنيد .
  • اطاعت از دستور را پاداش بدهيد .
  • بهتر است از دستورات ساده تري كه مطمئن هستيد مي تواند انجام دهد شروع كنيد .

ذ- دستورات خود را با پيامدهاي منطقي تقويت كنيد: پيامدهاي منطقي براي مشكلات رفتاري خفيف كه خيلي زياد رخ  نمي دهند، براي كودكان 12-2 ساله قابل استفاده است. اگر كودك از يك قانون یا يك دستور داخلي پيروي نمي كند پيامدي را انتخاب كنيد كه مناسب آن موقعيت باشد. در صورت امكان يك فعاليت يا اسباب بازي را كه محور مشكل است برداريد (براي مدت 30- 5 دقیقه).  پيامدهاي منطقي در صورت كوتاه بودن بهتر عمل
مي كنند .

مثال : هنگامي كه سارا و نگار در حين بازي سر يك اسباب بازي دعوا مي كنند تا وقتي كه دعواي آنها خطري براي آنها در بر ندارد مادر هیچ دخالتي نمي كند، اما هنگامي كه شروع به پرت كردن اسباب بازي ها به سمت هم مي كنند مادر هم اسباب بازي ها را از هر دوي آنها مي گيرد و مي گويد براي 15 دقيقه اجازه ندارند با اسباب بازي ها بازي كنند.

*هنگامي كه مشكلي رخ مي دهد مراحل زير را دنبال كنيد :

  • رفتار نامطلوب كودك را قطع كنيد: با كودك بحث يا مشاجره نكنيد. توضيح دهيد چرا اسباب بازي را بر مي داريد و يا فعاليت را قطع مي كنيد (مثال: چون شما هنوز در مورد تلويزيون مشاجره مي كنيد تلويزيون براي 10 دقيقه خاموش مي شود).
  • فعاليت يا وسيله ی گرفته شده را باز گردانيد: به ياد داشته باشيد كه به توافق پايبند باشيد. وقتي زمان تمام مي شود، فعاليت را بازگردانيد، به طوري كه كه كودك بتواند رفتار مناسب را تمرين كند ( به عنوان مثال : در مورد بالا بعد از 10 دقيقه تلويزيون را روشن مي كنيم تا بچه ها تمرين كنند كه بدون بحث و مشاجره با هم تلويزيون نگاه كنند). سعي كنيد با كمك كردن به كودك از اتفاق مجدد چنين چيزهايي جلوگيري كنيد.
  • در صورت لزوم از پيامد ديگري استفاده كنيد: اگر بعد از بازگرداندن آن فعاليت به كودك، مشكل دوباره پيش آمد، فعاليت را به مدت طولاني تري (مثل بقيه ی روز) برداريد و يا از زمان خلوت استفاده كنيد. وقتي كودك در زمان خلوت است به او توجهي نكنيد. او در اين زمان بايد ساكت باشد نه اين كه صحبت كند يا توجه ديگران را به خود جلب كند. وقتي كودك در زمان تعيين شده ساكت ماند، مي تواند مجدد به فعاليت قبلي بر گردد .

   زمان خلوت معمولاً در همان اتاقي كه مشكل رخ داده، می باشد. براي كودكان تا 18ماه تخت خواب يا جايگاه بازي كودك مي تواند به عنوان محل ساكت استفاده شود. كودكان بزرگ تر مي توانند روي زمين يا صندلي بنشينند. دوره اي كوتاه در زمان خلوت مؤثرتر از دوره اي طولاني مي باشد . براي كودكان 2ساله يك دقيقه براي كودكان 10-5 ساله حداكثر 5 دقيقه قابل استفاده است .

   مهم است كه كودك قبل از استفاده از زمان خلوت بداند چه انتظاري از او داريد. براي كودك در يك زمان مناسب توضيح دهيد كه چه رفتارهاي خاصي زمان خلوت بدنبال خواهد داشت.

  • به كودك آنچه را بايد انجام دهد بگوييد: وقتي مشكل رفتاري رخ مي دهد، سريع عمل كنيد. به كودك خود نزديك شويد. توجه او را جلب كنيد و به او آنچه را كه بايد انجام دهد بگوييد (مثال: علی همين الان دست از هل دادن خواهرت بردار و با او بازي كن !). اگر مشكل رفتاري متوقف شد، كودك را براي انجام آن چه كه از او خواسته ايد تحسين كنيد.
  • دستورات خود را با زماني خلوت تقويت كنيد: اگر مشكل رفتاري ادامه پيدا كرد يا در طول ساعت بعد مجدداً تكرار شد، به كودك آن چه را كه اشتباه انجام داده است بگوييد (تو دست از هل دادن خواهرت برنداشتي) و پيامد آن (پس حالا به زمان خلوت برو) . آرام و قاطع باشيد، در صورت لزوم (اگر كودك خودش نمي رود) خودتان او را به زمان خلوت ببريد. اعتراضات او را ناديده بگيريد و بحث و مشاجره نكنيد .
  • به كودك قوانين را يادآوري كنيد: همان طور كه كودك را در زمان خلوت قرار مي دهيد به او ياد آوري كنيد كه اگر براي مدت تعيين شده ساكت بماند مي تواند به فعاليت قبلي اش باز گردد. اگر كودك در زمان خلوت آرام  نمي نشيند از زمان محروميت ( زمان محرومیت: متوقف كردن فعاليت هاي كودك براي چند دقيقه مانند: خاموش كردن تلويزيون هنگام مشاجره ی كودكان بر سر نگاه كردن برنامه خاص) استفاده نماييد .

   وقتي زمان خلوت تمام شد، موضوع را يادآوري نكنيد. كودك را تشويق كنيد كه كاري  انجام  دهد  يا به  فعاليت  قبلي اش برگردد ( بازي ). بعد از زمان خلوت، كودك را براي انجام رفتار مطلوبش تحسين كنيد. اگر مشكل رفتاري  مجدد رخ  دهد، لازم است زمان خلوت را تكرار كنيد. 

7- استفاده از اتاق خلوت (اخراج) براي مواجهه با رفتارهاي نامطلوب شديد (10-2سال): استفاده از اتاق خلوت يك شيوه ی مثبت براي كنترل رفتارهاي نامطلوب كودك است (برخلاف فرياد زدن، تهديد كردن ، يا كتك  زدن كه  نه  تنها   كارآیي مناسب را   ندارند، بلكه آسيب رسان نيز هستند). اين روش هنگامي كه به طور صحيح استفاده شود، مي تواند روش  بسيار   مؤثري براي كمك به كودكان در يادگيري كنترل بر رفتار خود و بروز رفتارهاي مطلوب باشد. در زمان   استفاده  از اتاق خلوت لازم است آرام باشيد. اگر عصباني شويد احتمال دارد كنترل خود را از دست بدهيد و به كودك آسيب برسانيد (اتاق خلوت اتاقي است كه دور از بقيه قرار دارد. درب اتاق را باز بگذاريد گرچه در صورتي كه كودك در اتاق نماند، ممكن است لازم باشد آن را ببنديد). 

اتاق خلوت اين فرصت را به همه مي دهد كه آرام باشند. شما مي توانيد از اتاق خلوت زماني استفاده كنيد كه كودك در زمان خلوت نمي ماند و يا به عنوان نتيجه ی پرخاشگري هاي كودك و يا رفتارهاي نامناسب جدي مثل آسيب به ديگران استفاده كنيد.

اگر اتاق خواب كودك پر از اسباب بازي و ساير چيزهاي مورد علاقه ی كودك است، شما ممكن است مجبور شويد اتاق ديگري را براي استفاده به عنوان اتاق خلوت در نظر بگيريد. اتاق خلوت بايد اتاقي باشد كه مورد علاقه ی كودك نباشد، ولي نور و تهويه ی مناسب داشته باشد و وسايل خطرناك در آن اتاق نباشد) .

مثال:

سارا : علي برو گمشو !

مادر : سارا قبلاً به تو گفته بودم در صورت بكار بردن كلمات زشت تنبيه مي شوي! حالا بايد 5 دقيقه روي صندلي توي راهرو بنشيني !

سارا : نخير دوست ندارم، علي من را اذيت كرد، حقش بود به او اينطوري بگويم!

مادر دست سارا را گرفت و او را به سمت صندلي كشيد. سارا شروع به فرياد كشيدن كرد .

 مادر: سارا اگر 5 دقيقه اينجا ننشستي، مجبورم تو را توي اتاق بگذارم!

سارا آرام نشد. مادر دست او را گرفت و در حالی كه او را به سمت اتاق مي برد گفت: زمان تو از وقتي شروع مي شود كه ساكت دراتاق بماني!

سارا بعد از كمي گريه آرام گرفت و مادر زمان را نگاه كرد. بعد از 5 دقيقه گفت: سارا مي تواني از اتاق خارج شوي!

*مهارت تشويق رفتار مطلوب در كودكان:

الف:  تشويق كلامي كودكان همراه با توصيف رفتاري :

تمام كودكان و بزرگسالان دوست دارند كه از آنها تعريف شود. تحسين كردن ممكن است فقط تأیيد كلامي شما باشد (چه دختر خوبي!)، يا تحسين همراه با توصيف رفتار مطلوب (من واقعاً از اين كه بعد از اتمام بازي لوازم خود را مرتب كردي خوشحالم!) از بيان صحبت هايي كه مشكل رفتاري ايجاد مي كند پرهيز كنيد ( خيلي خوب است كه مي بينم شما دو تا به نوبت بازي مي كنيد و دعوا نمي كنيد! ).

ب : نشان دادن توجهات غير كلامي :

راه هاي بسياري براي نشان دادن توجه وجود دارد. يك لبخند،‌ چشمك، بغل كردن و …. و انواع مختلف توجه كه كودكان از آن لذت مي برند و مي توانند براي تشويق رفتاري كه دوست داريد استفاده شوند. اين اعمال به كودك نشان مي دهد كه چقدر از رفتار او خوشحال هستيد.

ج: فراهم كردن فعاليت هاي لذتبخش براي كودك:

فراهم آوردن فعاليت هاي جالب و سرگرم كننده براي كودكان، آنان را به مستقل بازي كردن تشويق مي كند. اسباب بازي ها و فعاليت ها براي جالب بودن نيازي نيست كه گران باشند.

*آموزش رفتارها و مهارت های جدید به کودکان:

الف : مشخص كردن اهداف متناسب با مرحله ی رشد كودك: قبل از اينكه مهارتي را به كودك خود بياموزيد، از توانايي او براي انجام آن فعاليت اطمينان حاصل كنيد. از روند رشد طبيعي كودكان آگاه شويد و بر اساس آن، اهداف خود را تنظيم نماييد.

ب : الگوي خوبي باشيد: ‌همه ی ما از طريق ديدن ياد مي گيريم، ‌براي تشويق كودك به انجام رفتارهاي جديد،‌ به او اجازه دهيد كه شما را تماشا كند. آنچه را كه انجام مي دهيد توصيف كنيد و به كودك اجازه دهيد از عمل شما تقليد كند.

ج: فراهم نمودن محيط براي آموزش يك رفتار يا مهارت : براي آموزش يك مهارت از قبل برنامه ريزي كنيد و محيط را از جهت ايمن بودن،‌ سرگرم كننده بودن و امكانات لازم براي يادگيري آماده كنید.

د: استفاده از آموزش هاي اتفاقي : وقتي كودكان براي گرفتن اطلاعات، ‌كمك يا توجه نزد شما مي آيند، آنها معمولاً با انگيزه و آماده ی يادگيري هستند. شما در موقعيتي هستيد كه مي توانيد چيز جديدي را به كودك خود آموزش دهيد. اين كار آموزش اتفاقي خوانده مي شود. 

 خلاصه:

كودكاني كه با شيوه ی تربيت سازنده پرورش مي يابند احتمال رشد مهارت ها و ايجاد احساس خوب نسبت به خود در آنها بيشتر و احتمال بروز مشكلات رفتاري در آنها كمتر است . كودكان نياز به نظارت مناسب دارند بدين معني كه بدانيد كودك كجاست و چه كاري انجام مي دهد (نظارت غير مستقيم). والدين لازم است در دسترس كودكان باشند. اين بدان معني نيست كه هميشه با كودك خود باشيد بلكه منظور آن است كه در هنگامي كه كودك به كمك يا مراقبت نياز دارد در دسترس او باشيد. همه ی كودكان لازم است ياد بگيرند كه حدود و قوانين را بپذيرند و ناكامي خود را هنگامي كه به خواسته هاي خود نمي رسند كنترل كنند. كودكان نياز به تعيين حدود دارند تا بدانند كه از آنها چه انتظاري دارند و چگونه بايد رفتار كنند. استفاده از اتاق خلوت يك شيوه ی مثبت براي كنترل رفتارهاي نامطلوب كودك است (برخلاف فرياد زدن، تهديد كردن، يا كتك زدن كه نه تنها كارآیي مناسب را ندارند، بلكه آسيب رسان نيز هستند). اين روش هنگامي كه به طور صحيح استفاده شود، مي تواند روش بسيار مؤثري براي كمك به كودكان در يادگيري كنترل بر رفتار خود و بروز رفتارهاي مطلوب باشد. اگر تربيت، سازنده باشد رشد كودكان تقويت و رفتار آنان به گونه اي سازنده و بي ضرر مديريت می گردد.           

توسط |۱۳۹۸-۸-۸ ۲۰:۳۰:۱۰ +۰۰:۰۰آبان ۸ام, ۱۳۹۸|مقالات روانشناسی|

دیدگاه خود را بنویسید